آزمون آنلاین
آخرین مطالب

» پرتال گروه زیست شناسی استان همدان ( یکشنبه نوزدهم آذر 1391 )
» نمونه سؤالات زیست و آزمایشگاه 1(سال دوم تجربی ( شنبه دهم خرداد 1393 )
» سوالات نهایی زیست شناسی و آزمایشگاه 2 ( چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 )
» سال نو مبارک ( جمعه یکم فروردین 1393 )
» شرکت کنندگان جشنواره زیست فناوری ( پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 )
» مسابقه آنلاین از کتاب زیست گیاهی ریون ( چهارشنبه هفتم اسفند 1392 )
» کارگاه های زیست فناوری ( سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 )
» ثبت نام مسابقات آنلاین ( شنبه پنجم بهمن 1392 )
» تسلیت به همکار ( پنجشنبه سوم بهمن 1392 )
» دوره کارآموزی عملی تکنیک های ملکولی و مهندسی ژنتیک ( شنبه بیست و یکم دی 1392 )
» دانلود کتاب THE CELL Nature’s First Life ( شنبه بیست و سوم آذر 1392 )
» مهلت ارسال آثار ( شنبه بیست و سوم آذر 1392 )

کلمات کلیدی


درباره ما


سعید سراوکی
این وبلاگ سعی درارائه فعالیتهای زیست شناسی استان همدان وارائه وتبادل اطلاعات باسایر همکاران ودانش پژوهان زیست شناسی رادارد.معرفی لینک هااز جهت مطالب علمی آنها بوده و مسئولیت لینک هاو مطالب موجود در آنهامتوجه این وبلاگ نخواهد بود. سعیدسراوکی سرگروه آموزشی زیست شناسی استان همدان
ایمیل : bio91@chmail.ir

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
Page Rank Check


  • تاریخ ارسال : شنبه دوازدهم بهمن 1387, 23:34
  • دسته بندی : گزيده های زیست شناسی
  • نویسنده : سعید سراوکی

میاستنی گراویس یک بیماری خود ایمنی است که در آن پادتن هایی بر ضد گیرنده هایی استیل کولین ماهیچه های مخطط اسکلتی ساخته می شود. با کاهش شمار گیرنده های فعال، فیبرهای عضلانی کمتری در انقباض شرکت می کنند. در نتیجه ضعف عضلانی آشکاری بروز می نماید و بسته به اینکه کدام ماهیچه از چه عضوی و با چه نسبتی گرفتار گردد نشانه ها از خفیف تا شدید نمود خواهند کرد. این بیماران هنگام کار روزانه به زودی خسته می شوند و در موارد شدیدی فلج تنفسی که وخیم ترین پیامد بیماری است بروز می نماید.

    مهمترین نمود بیماری خستگی پذیری می باشد. این نشانه در چشم موجب دوبینی و افتادگی پلک (پتوز) می گردد. این افتادگی در اوایل صبح ناچیز یا خفیف و نزیک غروب بدتر می شود ولی مردمک ها همیشه طبیعی هستند. هنگام کار روزانه، پیاده روی یا بالا فتن از پله ها، اندام ها دچار خستگی زودرس می شوند. همچنین درگیری ماهیچه های گلو و حنجره سبب پیدایش صدای تو دماغی، اختلال در جویدن غذا، بلع مشکل و نشانه های بولبر می شود. گاهی نخستین علت مراجعه بیماران میاستنیک همین ضعف در عضلات حلق و دهان می باشد به گونه ای که وقتی بیمار آب می خورد آب از بینی او خارج می شود.

    میاستنی در همه سنین ممکن است مشاهده گردد ولی شایع ترین دوره ی بروز آن 20 تا 30 سالگی می باشد و خانم ها را بیش از آقایان گرفتار می کند. بین میاستنی گراویس خود ایمنی و تیموس ارتباط زیادی وجود دارد به طوری که در 70 درصد مبتلایان تیموس دچار هیپرپلازی شده است و در 10 تا 15 درصد تیموما دیده می شود. پیدایش بیماری در سنین بالا احتمال وجود تیموما را بیشتر
می کند.

    میاستنی خود ایمنی در 5 درصد موارد با دیگر بیماری های خود ایمنی مانند کولیت اولسرو- گریوز، لوپوس اریتماتوس و آرتریت روماتوئید همراه
است ولی درصد اختلالات بویایی و چشایی و نیز بروز حملات صرعی در بیماران میاستنیک بیش از دیگران است.

علایم بیماری

    علامت اصلی و بارز بیماری خستگی و بی قوتی عضلانی است که هنگام کار و فعالیت ایجاد می شود. شروع بیماری همیشه تدریجی است و زمان غروب که بیمار خسته است علایم ظاهر می شوند. عفونت های حاد نیز می توانند یک میاستنی نهفته را آشکار سازند.

    بی قوتی عضلانی در ابتدا از عضلات کوچک نظیر پلک ها شروع شده وپتوز (پایین افتادگی پلک ها) یک طرفه یا دو طرفه دیده می شود. این علامت در نصف بیماران مشاهده می گردد. در مواردی بی قوتی عضلات پرروکسیمال و دیستال اندام یک طرفه یا دو طرفه مشاهده می شود. بیماری ممکن است سیر متفاوتی را به خود بگیرد به این نحو که در بعضی موارد به عضلات پلک و چشم ها محدود شده و در دیگر موارد در عرض چند ماه اول به اندام های دیگر نیز گسترش یافته و در 65 درصد موارد در سال نخست بیماری به اوج خود می رسد. شدت بیماری از یک روز به روز دیگر فرق می کند و در بعضی موارد بهبوی های خود بخود برای چند سال نیز دیده می شود و در پاره ای از موارد نیز بیماری سیر قهقرایی را به خود می گیرد و حتی برای همیشه بیماران از بی قوتی عضلات پروکسیمال رنج
می برند. 

    مطالعات نشان داده است بیمارانی که برای دو سال بی قوتی عضلانی آنان به عضلات چشم محدود بماند دارای پیشینه ی خوب می باشند به طوری که یگ عضلات یا گرفتار نشده و یا اندک مبتلا می شوند.

    بعضی از علایم اختصاصی هستند. بیمارانی که با علایم بولبار مراجعه
می نمایند اغلب در تداوم صحبت کردن خود از تون صدای آنها کاسته شده تا جایی که ممکن است شنیده نشود. همین طور در موقع غذا خوردن پس از صرف چند لقمه فک آنان دچار خستگی می گردد به طوری که در موارد شدید باید در حالت نشسته فک خود را با دست بگیرد.

دوبینی متناوب در موقع مطالعه یا تماشا نمودن تلویزیون در بیمارانی که میاستنی چشمی دارند دیده می شود. گرفتاری عضلات اندام ها زمانی دیده
می شود که بیمار با دست خود برای مدتی کار مداوم انجام می دهد. گرفتاری دستگاه تنفسی ممکن است علامت نداشته باشد. این گونه بیماران با علایم بولبار، بی قوتی عضلات پروکسیمال و خواب آلودگی مراجعه می نمایند. به هر حال زمانی که در بیماران میاستنی علایم تشدید می یابد لازم است سیستم تنفسی به دقت مورد بررسی قرار گیرد.

    در برخی افراد مبتلا سه شکاف طولی روی زبان دیده می شود. این علامت در بیمارانی که مدت نسبتاً طولانی دچار این بیماری بوده اند دیده می شود.
بی قوتی چانه، فلج دو طرفه عضلات صورت و خنده افقی، افتادگی سر به جلو در اثر بی قوتی عضلات و گرفتاری عضلات خارج چشمی در 90 درصد موارد که به صورت لوچی، علامت شبیه نیستاگموس در نگاه داشتن چشم به یک طرف مداوم و در نهایت آتروفی عضلانی ممکن است دیده شود.

    چنانچه بیماری در ابتدا مراجعه نموده باشد به نحوی که علایم خفیف باشد برای برجسته و مشخص شدن علایم از وی باید خواست چند کلمه صحبت نماید و یا چند عدد را دنبال سر هم بشمارد و شانه خود را برای چند بار بالا و پایین ببرد و برای یک دقیقه به سقف نگاه کند و یا برای چند لحظه به یک طرف چشم بدوزد.

حاصل تمام این اقدامات بروز خستگی عضلانی است که به صورت کاهش تون صدا، بی قوتی فک، بی قوتی عضله دلتایی و دوبینی ظاهر شده و پس از چند لحظه استراحت برطرف می گردد.

انواع اختصاصی میاستنی گراویس

میاستنی نوزادی

    در 12 درصد از مادرانی که مبتلا به این بیماری هستند نوزادان آنان نیز در روزهای نخست تولد دچار علایم به صورت شلی اندام، مشکل تنفسی، گریه
بی رمق، فلج دو طرفه عضلات صورت و خسته شدن در هنگام شیر خوردن و برگشت مایعات و شیر از سوراخ های بینی می گردند. این علایم برای چند هفته باقی مانده و سپس خود بخود از بین می رود. علت بروز علایم ورود پادتن ها یا آنتی بادی هایی بر علیه گیرنده های استیل کولین از مادر به نوزاد است. احتمال بروز چنین علایمی در نوزادان بعدی 70 درصد می باشد. یکی از علل دیگر بروز میاستنی گراویس در نوزادان داروهای «آنتی کولین استراز» در نوزاد است که پس از تولد ایجاد می شود.

    اینکه چرا تعدادی از نوزادان علی رغم گرفتاری مادر به این بیماری مبتلا نمی گردند شاید به دلایلی چون Fetal Factor در مایع آمینوتیک باشد که به عنوان یک وقفه دهنده آنتی بادی گیرنده های استیل کولین اعمال اثر می کند.

میاستنی چشمی

    در میاستنی چشمی ضعف عضلانی تنها به ماهیچه های پیرامون کره ی چشم و پلک ها محدود می شود و معمولاً اگر تا دو سال بیماری به شکل چشمی باقی بماند احتمال فراگیر شدن آن بسیار کم خواهد بود. در این گونه میاستنی
که در جوانان شایع تر است هر دو جنس مبتلا می شوند و بیمار به دلیل شکایاتی از قبیل:

    الف) افتادگی پلک (یک طرفه یا دو طرفه و ناقص یا کامل)

    ب) دو بینی

    ج) انحراف کره ی چشم و لوچ شدن متناوب

    د) ناتوانی در محکم بستن چشم ها

    مراجعه می کند که این نشانه ها صبح ها بهتر و عصرها بدتر می شود و با کار و خستگی روزانه ارتباط دارد. همچنین قطر مردمک و واکنش به نور طبیعی باقی می ماند.

    در این بیماران معمولاً برداشتن تیموس و پلاسما فرز انجام نمی گیرد
ولی داروهای آنتی کولین استراز مانند پیریدوستیگمین و نئوستیگمین و نیز کورتیکو استروئید ها به کار می رود. البته در برخی بیماران مبتلا به میاستنی چشمی نیز ممکن است پادتن های ضد گیرنده استیل کولین افزایش یابد.

میاستنی مادرزادی

    این نوع میاستنی ارتباطی با تیموس و مسئله خود ایمنی ندارد و ممکن است به صورت ارثی و خانوادگی یا تک گیر دیده شود.

    نشانه های میاستنی مادرزادی هنگام تولد و یا به فاصله کوتاهی پس از آن ظاهر گشته تا آخر عمر ادامه دارند. یافته های بالینی به شکل فلج های چشمی و افتادگی پلک (بدون هیپوتونی بارز عمومی) هستند. گاهی «افتالموپلژی» در زمان شیرخوارگی یا کودکی کامل می گردد. ضعف خفیف عضلات صورت ممکن است وجود داشته باشد ولی نه به اندازه ای که مزاحم تغذیه نوزاد شود. نوزادان مبتلا دارای ضعف خفیف همه بدن هستند که بیشترین نمود آن در عضلات چشمی است. از این رو در هر نوزادی که با افتادگی پلک و محدودیت حرکت چشم ها متولد می شود باید به میاستنی مادرزادی فکر کرد. در برخی بیماران تست تنسیلون مثبت است که در این صورت نشانه های آزردگی با تجویز آنتی کولین استراز ها رفع می گردد.

   راههای تشخیص میاستنی گراویس

    برای بررسی بیشتر و تأیید بیماری میاستنی گراویس سه دسته تست وجود دارد که شامل:

الف) تست بیوشیمیایی

ب) تست الکتروفیزیولوژیک

ج) تست رادیولوژیک

تست بیوشیمیایی

الف) تست ادروفونیوم: نام دیگر این تست تنسیلون است و توسط داروی ادروفونیوم که در حقیقت یک آنتی کولین استراز سریع الاثر است انجام
می گیرد. این دارو در آمپول های یک سانتی متر مکعب که حاوی 10 میلی گرم است تهیه شده است. برای انجام این تست در بیماری که علایمی نظیر پتوزیس، دوبینی و علایم بولبار است. ابتدا 2 میلی گرم وریدی تزریق نموده و 45 ثانیه صبر می کنیم. چنان چه پس از این مدت علایم بهبودی دیده نشد سپس 3 تا 6 میلی گرم و بعد بقیه را پس از 45 ثانیه در صورت عدم پاسخ تزریق می گردد. این ماده پس از سی ثانیه اثر نموده و تا 4 تا 5 دقیقه نیز اثر آن باقی می ماند.

چنانچه پس از تزریق، علایم بیماری شامل پتوزیس و یا دوبینی برطرف شود این تست مثبت تلقی می گردد. برادی کاردی، اشک ریزش، تهوع و استفراغ از عوارض این دارو است. این تست در 81 درصد از بیماران مبتلا به میاستنی گراویس مثبت است.

ب) تست نئوستیگمین: این ماده نسبت به ادروفونیوم کندتر اثر نموده و تأثیر آن نیز پایدارتر است از این رو در موادی که علایم در اندام مستقر است و برای ارزیابی احتیاج به مدت بیشتری از این تست استفاده می شود. نئوستیگمین متیل سولفات به میزان 5/1 میلی گرم داخل جلد تزریق می گردد. و یا می توان به میزان 5/0 میلی گرم وریدی تزریق نمود. تأثیرات مثبت این دارو پس از 10 تا 15 دقیقه ظاهر شده و پس از 20 دقیقه به حداکثر می سد و تا 2 تا 3 ساعت اثر آن باقی
می ماند.

تست الکتروفیزیولوژی

    این تست ژولی هم نامیده می شود و از طریق تحریکات پی در پی یک عصب محیطی انجام می گیرد.

    برای انجام این تست یک عصب محیطی مانند فلسیال را انتخاب نموده و با شدت سوپر اماکزیمال و با فرکانس 3-5-10 در ثانیه آنان را تحریک و حاصل این تحریکات که از عضلات مربوطه اتخاذ و ثبت می گردد به نام:

Compound Muscle Action Potential

نامیده می شود. اگر چنان چه میزان کاهش دامنه بین امواج 1 تا 4 و یا 1 تا 9 بیش از 10 تا 13 درصد بود، این تست مثبت تلقی می گردد.

    این تست در موارد زیر در بیماری میاستنی گراویس منفی است:

    1. زمانی که فقط بیماری محدود به عضلات خارج چشمی است.

    2. زمانی که بیمار تحت درمان باشد برای رفع این مشکل باید 24 ساعت قبل از تست داروهای بیمار قطع گردد.

    3. زمانی که درجه حرارت داخل عضله پایین باشد به این معنی که چنان چه درجه حرارت عضله کمتر از 30 درجه سانتی گراد باشد تست منفی می گردد. بدین منظور باید عضله را تا حد 34 درجه گرم کرد. عضلات پروکسیمال از این قاعده مستثنی هستند.

اندازه گیری سطح آنتی بادی گیرنده های استیل کولین در پلاسما

    اندازه گیری آنتی بادی بر علیه گیرنده های استیل کولین از تست های حساسی است که برای تشخیص بیماری میاستنی گراویس استفاده می شود. آنتی میوزین که در حقیقت یک آنتی بادی بر علیه عضلات مخطط است در بعضی موارد مخصوصاً زمانی که تیموما وجود دارد در پلاسما یا سرم بیماران دیده می شود.

 تست های رادیولوژیک

    این تست برای ارزیابی اندازه غده ی تیموس مورد استفاده قرار می گیرد. در این مورد از CT-Scan بهتر می توان برای تشخیص اندازه ی تیموس استفاده کرد. علاوه بر تشخیص اندازه ی تیموس در افرای که تحت عمل جراحی قرار گرفته و علایم آنان بدون دلیل خاصی تشدید می گردد برای تشخیص باقی مانده ی تیموس CT-Scan استفاده می شود.

سندرم میاستنی لمبرت- ایتون

    این سندرم نوعی بیماری پیوندگاه عصبی- عضلانی و یکی از عوارض غیر متاستاتیک سرطان ها به ویژه ریه می باشد. نمای بالینی این آزردگی برعکس میاستنی گراویس است یعنی بیمار در آغاز فعالیت دچار ضعف و خستگی می گردد ولی با ادامه کار توان او بهتر می شود. همچنین برخلاف میاستنی گراویس، درگیری ماهیچه های چشمی در آن نادر است. ممکن است اختلال اتونوم به صورت خشکی دهان، یبوست و ناتوانی جنسی نیز پدید آید. از نظر پاتوفیزیولوژی، رهاسازی استیل کولین از پایانه های عصبی اشکال پیدا می کند.

    مبتلایان به سندرم لمبرت- ایتون به آنتی کولین استرازها پاسخ نمی دهند و برای درمان آنها گوانیدین، آزاتیوپرین، کورتیکو استروئید ها، پلاسما فرز و گاماگلوبولین وریدی ممکن است مفید باشد.

بیماری های همراه میاستنی گراویس:

   بیماری هایی که باید در یک بیمار مبتلا به میاستنی گراویس مورد
بررسی قرار گیرند عبارتند از بیماری های تیروئید شامل: گواتر، میکزودم، تیروتوکسیکوزیس، تیروئیدیت، هاشیماتوز، آرتریت روماتوئید، پمفیگوس و لوپوس اریتماتوس.

    یکی دیگر از بیماری هایی که باید در بیماران مبتلا به میاستنی گراویس مورد بررسی قرار گیرد بدخیمی های تیموس شامل تیموما و کارسینوما است.

تشخیص افتراقی میاستنی گراویس

همه ی بیماری هایی که ضعف عضلانی ایجاد می کنند ممکن است با میاستنی گراویس اشتباه شوند ولی انواع چشمی میاستنی معمولاً با میوپاتی های چشمی، فلج زوج سوم مغزی و افتادگی پلک ها به علل دیگر اشتباه می شوند. افسردگی و اضطراب که «نورآستنی» ایجاد می کنند در ابتدا با میاستنی گراویس مورد تشخیص افتراقی قرار می گیرند. در فلج زوج سوم مغزی، مردمک گرفتار
می شود ولی در میاستنی واکنش های مردمک همیشه طبیعی باقی می ماند.

بوتولیسم و آسیب های ساقه مغز (به ویژه گلیوم ساقه مغز) نیز از
بیماری هایی هستند که باید در تشخیص افتراقی مورد توجه قرار گیرند. سندرم کانال تنگ نخاعی که در آن بعد از مدتی راه رفتن پاها دچار ضعف می شوند نیز در تشخیص افتراقی مطرح است.

درمان میاستنی گراویس

 درمان میاستنی گراویس به دو روش طبی و جراحی انجام می گیرد.

درمان طبی

    درمان میاستنی گراویس اساساً از طریق تجویز داروهای وقفه دهنده کلین استراز انجام می پذیرد. این داروها عبارتند از: پره ستیگمین یا نئوستیگمین و پریدوستیگمین.

    از عوارض این داروها ایجاد افزایش فعالیت کولینرژیک است که به صورت میوزیس، سیالوره، کرامپ شکمی، افزایش بی قوتی عضلانی و اسهال نمایان می شود. این مورد را باید از کریز میاستنیک افتراق داد. برای کاهش کرامپ، تهوع بیماران از پروبانتیلین و برای درمان اسهال از Loperamid می توان استفاده نمود. اگر چنان چه بیمار به یک نوع از داروهای وقفه دهنده کولین استراز پاسخ نداد باید از نوع دیگر استفاده نمود.

            کورتیکو استروئید ها: یکی دیگر از داروهایی که در درمان میاستنی گراویس مورد استفاده قرار می گیرد داروهای استروئیدی است. این داروها در موارد زیر اندیکاسیون دارد:

    الف) عدم پاسخ به وقفه دهنده های کولین استراز.

    ب) برای بهبود قدرت عضلانی در بیمارانی که کاندید تیمکتومی هستند.

    ج) به ندرت در میاستنی چشمی زمانی که دوبینی مزاحم فعالیت روزانه باشد.

    بهبودی در 80 درصد از بیمارانی که از استروئید ها استفاده نموده اند دیده شده است. بسیاری از بیماران نیاز به 60-80 میلی گرم پردنیزولون روزانه دارند. برای کاهش عوارض این دارو را می توان یک روز در میان تجویز کرده و سپس تدریجاً کم نمود.

    الف) پردنیزولون را می توان به میزان 100-60 میلی گرم روزانه شروع نمود. ممکن است 5 روز نخست میزان بی قوتی افزایش یابد. علایم بهبودی پس از 12 روز مشاهده می گردد.

    ب) همین میزان پردنیزولون را به مدت دو هفته بعد از بهبودی بیمار ادامه داده و داروهای آنتی کولین استراز را تدریجاً کم نموده و در ظرف یک ماه قطع کرد. سپس می توان بر اساس شرایط بیمار پردنیزولون را در ظرف 1 تا 2 ماه تدریجاً کم نمود و به میزان 5 تا 15 میلی گرم کاهش داده و با همین میزان درمان را ادامه داد.

            سایتوتوکسیک ها: سایتوتوکسیک ها از داروهایی هستند که در درمان بیماری میاستنی گراویس مورد استفاده قرار می گیرند. این دارو در مواردی که بیمار نمی تواند استروئید را تحمل کند و یا دچار عوارض آن شده باشد مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از این داروها Azathioprine است که روزانه به میزان 2-3 میلی گرم به میزان پردنیزولون می توان تجویز نمود. مصرف این دارو امکان کم نمودن و به حداقل رسانیدن و حتی قطع پردنیزولون را می دهد.

    سایکلوسپورین یکی دیگر از داروهای سایتوکسیک است که از داروی قبلی مؤثرتر است ولی دارای عوارض بیشتری است.

درمان جراحی

    درمان جراحی از طریق برداشتن غده تیموس (تیمکتومی) انجام می گیرد. به طور کلی این اقدام در موارد زیر اندیکاسیون دارد:

    الف) تمام بیمارانی که دچار تیموما باشند.

    ب) کسانی که هیپرپلازی تیموس داشته به شرطی که عمومی و فراگیر بوده و سن آنها بین سنین بلوغ تا 60 سالگی است.

    آثار بهبودی تیمکتومی در سال اول دیده می شود و تا 5 سال نیز امکان بهبودی وجود دارد. مطالعات گذشته حکایت از بهبودی در 85 درصد موارد را دارد.

 اقدامات قبل از تیمکتومی

    بیمارانی که کاندید عمل جراحی تیموس باشند باید اقدامات زیر را در مورد آنان انجام داد:

    الف) کلیه داروهای آنتی کولین استراز را قبل از عمل و 72-48 ساعت بعد از عمل قطع نمود.

    ب) یک هفته قبل از عمل 3 بار تعویض پلاسما را انجام داد.

    ج) پس از گذشت از زمان فوق، دارو را به میزان 75 درصد قبل شروع عمل باید ادامه داد.

نکات مهم در درمان میاستنی گراویس

    1. درمان بیماران میاستنیک دارای نکات بسیار مهمی است که کوچک ترین غفلت از آنها موجب کریز میاستنی و فلج تنفسی و مرگ می شود. از این رو توصیه می شود اتخاذ روش درمانی توسط نورولوژیستی که تجربه کافی در درمان این بیماران دارد انجام شود.

    2. اگر بیماران میاستنیک دچار تنگی نفس گردند باید فوراً در ICU بستری و در صورت نیاز نزاکئوستومی شوند.

    3. بیماران میاستنیک مجاز به مصرف هر نوع دارویی نیستند، برخی داروهای شل کننده در بیهوشی (مانند کورار و سوکسامتونیوم) پنی سیلامین و نیز آنتی بیوتیک های آمینوگلیکوزیدی (مانند جنتامایسین، استرپتومایسین و کانامایسین و ....) برای آنها ممنوع است.

    4. همیشه در تشخیص افتراقی میاستنی باید به فکر بوتولیسم باشیم.

    5. خطری که بیماران میاستنیک را تهدید می کند «کریز میاستنی» است که نشانه ی آن پیدایش تنگی نفس و ضعف شدید می باشد. در این حالت لازم است بیمار در ICU بستری گردد، داروهای او قطع شود و تحت درمان با پلاسمافرز و دوز بالای کورتیکو استروئید قرار گیرد.

بحران میاستنی

    عواملی که موجب کریز میاستنی می شوند عبارتند از:

    1. عفونت های گوناگون به ویژه انواع تنفسی

    2. استرس های روحی و جسمی

    3. آبستنی (در سه ماه اول برای حاملگی اول و در سه ماه آخر در
حاملگی های بعدی)

    4. دوز زیاد آنتی کولین استراز ها مانند پروستیگمین

    5. در شروع کورتیکو استروئید ها به ویژه با دوز بالا (مثلاً 80 تا 100
میلی گرم روزانه)

    6. قطع ناگهانی کورتیکو استروئید ها

    7. بیهوشی و به کار بردن کورار برای شل شدن عضلات

    8. دادن آنتی بیوتیک های گروه آمینوگلیکوزید ها مانند جنتامایسین و کانامایسین

    9. برخی داروها مانند دوز زیاد دیازپام، پروپرانولول، پنی سیلامین، فنی تویین، سوکسینیل کولین، سولفات منیزیم، کینین- کینیدین و پروکایین آمید

    10. اعمال جراحی

    11. آبستنی

    12. اسهال و استفراغ و از دست دادن الکترولیت ها

    13. به ندرت پلاسما فرز

    14. علل ناشناخته


1. بیماری های مغز و اعصاب و عضلات، دکتر اکبر سلطان زاده، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صفحه 471

1. بیماری های مغز و اعصاب، دکتر سید جلال ضیایی، دکتر مصطفی شیرزادی،دانشگاه علوم پزشکی اصفهان،صفحات418 و 419

1. بیماری های مغز و اعصاب، دکتر سید جلال ضیایی، دکتر مصطفی شیرزادی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، صفحه 420

1. بیماری های مغز و اعصاب و عضلات، دکتر اکبر سلطان زاده، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صفحه 475

1. بیماری های مغز و اعصاب و عضلات، دکتر اکبر سلطان زاده، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صفحه 477

1. بیماری های مغز و اعصاب،دکتر سیدجلال ضیایی،دکتر مصطفی شیرزادی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، صفحات 421 تا 424

1. بیماری های مغز و اعصاب و عضلات، دکتر اکبر سلطان زاده، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صفحه 473

1. بیماری های مغز و اعصاب، دکتر سید جلال ضیایی، دکتر مصطفی شیرزادی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، صفحه 421

2. بیماری های مغز و اعصاب و عضلات، دکتر اکبر سلطان زاده، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صفحه 472

1. بیماری های مغز و اعصاب، دکتر سید جلال ضیایی، دکتر مصطفی شیرزادی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، صفحات 425 و 426 و 427

1. بیماری های مغز و اعصاب و عضلات، دکتر اکبر سلطان زاده، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صفحه 474

1. بیماری های مغز و اعصاب و عضلات، دکتر اکبر سلطان زاده، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صفحات 474 و 475

منبع وبلاگ زیست وزمین

تبلیغات