تبليغاتX
به وبلاگ زیست شناسی ناحیه یک همدان خوش آمدید زیست شناسی همدان

زیست شناسی همدان

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

این وبلاگ سعی درارائه فعالیتهای گروه آموزشی ناحیه یک وارائه وتبادل اطلاعات باسایر همکاران ودانش آموزان رشته تجربی رادارد.معرفی لینک هااز جهت مطالب علمی آنها بوده و مسئولیت لینک هاو مطالب موجود در آنهامتوجه این وبلاگ نخواهد بود.سعیدسراوکی دبیر وسرگروه زیست شناسی ناحیه یک همدان

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
اخبار برگزيده زیست شناسی
سوالات امتحانی
انیمیشن های زیست شناسی
تصاویر
بیوتکنولوژی
ژنتیک
خبر های گروه
مناسبتها

نویسندگان
سعید سراوکی
مریم امینیان

پیوندها
دبيرخانه زيست شناسي كشور
گروه زیست شناسی دفتر...وتالیف کتابهای درسی
گروه زیست شناسی استان همدان
نشریه رشد آموزش زیست شناسی
بایوزپلنگان دویده ام
زیست پیام
زیست پویا
آزمون زیست شناسی
زیست شناسی گناباد
سلام گویچه قرمز
زیستیکاتور
زیست شناسی میبد
زیست پژوهان گنبد کاووس
گروه زیست شناسی آذربایجان شرقی
زیست شناسی تبریز
آزمایشگاه زیست شناسی تبریز
آزمایشگاه خون شناسی
زیست شناسی کندر
زیست شناسی تنگستان
گروه زیست شناسی منطقه ده تهران
گروه زیست شناسی بم
گروه زیست شناسی منطقه شهاب
زیست شناسی دامغان
زیست شناسی خوشاب
گروه زیست شناسی ناحیه4مشهد
گروه زیست شناسی گناباد
گروه زیست شناسی ملایر
زیست تست
زیست پیکس
گروه زیست شناسی ناحیه یک مشهد
گروه زيست شناسي استان قم
زیست شناسی بندردیر
زیست شناسی بوشهر
یادداشتهای یک دبیر زیست شناسی
گنجينه
مشاوره ژنتيك-ژنتيك پزشكي
زيست شناسي دان اولدوز
زيست شناسي پيرانشهر
زيست شناسي تربت حيدريه
زیست شناسی کرمان
مرکز تحقیقات میکروبیولوژی
گياهان داروئي
من ودنياي زيست ام
مرکز دانلود وآموزش نرم افزار
علامه زیست
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

Free Page Rank Tool

نوبل پزشکی و نوبل شیمی 2009
نوبل پزشکی ونوبل شیمی2009:دو جايزه از زيست شناسي

 

نوبل پزشکی: برای مطالعه بر روی کروموزم   نوبل شيمي: براي کشف ساختار و عملکرد ريبوزم ها

 همشهری آنلاین:نوبل پزشکی امسال به سه محقق آمریکایی رسید که به بر روی خواص کروموزم‌ها تحقیق می‌کردند

به گزارش بی‌بی‌سی، الیزابت بلک‌برن، کرول گریدر و جک سوستاک ازامریکاجایزه نوبل پزشکی امسال را با یکدیگر تقسیم می‌کنند.

تحقیقات این سه دانشمند بر روی کروموزم‌ها نشان می‌دهد که این کلید‌های ژنتیکی چطور کپی می‌شوند و دخالت آن‌ها در پیری، سرطان و سلولهای بنیادی چیست؟

به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب

نوشته شده توسط سعید سراوکی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 22:58 | لینک ثابت |


آنفلوانزاى خوکی ( Swine flu)
آنفلوانزاى خوکی ( Swine flu):

 ویروس آنفلوانزاى نوع (H1N1)A

 

 

 

 

بیماری حاد ویروسی که باید بیشتر در باره آن بدانیم:

شناسائی و راه های پیشگیری ودرمان

به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط سعید سراوکی در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 22:45 | لینک ثابت |


دنیای قارچها
برای دیدن تصاویر واسلایدهای مختلف در باره قارچها وبیماری های قارچی با امکان دانلود(pdf)اطلاعات به روز روی لینک ها کلیک کنید:

opportunistic fungi

dematiaceous fungi

dimorphic fungi

dermatophytes - superficial mycotic agent

actinomycetes

direct microscopy

pneumocystis carini

http://www.mountsinai.on.ca/education/staff-professionals/microbiologyمنبع اصلی


نوشته شده توسط سعید سراوکی در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 23:38 | لینک ثابت |


كشف گونه‌ جديدي از غشاي سلولي
در درياي سارگاسو، يعني منطقه‌اي در اقيانوس اطلس شمالي كه توسط جريانهاي اقيانوسي احاطه شده است، سطوح فسفات شديداً پائين است. دانشمندان شگفت زده شده‌اند كه چگونه پلانكتون دريايي در آنجا توانسته است زنده بماند و در چنين شرايط فقر غذايي رشد كند.

فيتوپلانكتون و سيانوباكتري (جلبگ آبي-سبز) مواد غذايي را توليد مي‌كنند و براي زنجيره‌ غذايي تمامي زيست بومها بنيادي مي‌باشند.  تا زمان تحقيق  وان موي،  روشن نبود كه اين ارگانيسم ها چگونه در اقيانوسي چون بيابان رشد كرده‌اند.

اگر ارگانيسم هايي كه در آبهاي با فسفات كم زندگي مي كنند از فسفات به نحو مؤثرتري بهره برده باشند، مي‌توان انتظار داشت كه اضافه كردن فسفات به اقيانوس‌ِ كمْ‌فسفات  موجب رشد خواهد بود. مطالعه‌اي در سال 2007 اين مسأله را تأييد نكرد.

وان موي  و همكارانش  به اين نتيجه  رسيدند كه  غشاهاي  سيانوباكتري  درياي  سارگاسو  به جاي فسفوليپيد فسفاتيديل گليسرول از سولفوكوئينووسيل دياسيل گليسرول (SQDG)  استفاده مي كنند. وان موي و همكارانش در مجله‌ Nature با توضيح اينكه ليپيدهاي جايگزين چگونه مي‌توانند بجاي فسفو ليپيدها عمل كنند، نوشته‌اند كه "اين ليپيدها تا اندازه‌ي معيني از لحاظ بيوشيميايي ارزش یکسان دارند".

از سويي ديگر، غشاهاي  فيتوپلانكتون  در درياي ساراگاسو از بتائين به جاي  فسفوليپيدها  استفاده مي‌كنند. ليپيدهاي بتائين هرچند فسفات ندارند اما نيازمند نيتروژن هستند كه اين مي‌تواندعلت غلبه‌ جمعيت هاي  سيانوباكتري  بر فيتوپلانكتون در دريايي  سارگاسو باشد. نيتروژن  همچنين  در مناطق اقيانوسي مورد مطالعه‌ وان موي، نادر است.

ليپيدهاي جايگزين

بر اساس اين مطالعه، وان موي و همكارانش كار خود را با سنجش توليد فسفوليپيد در مناطقي از درياي سارگاسو كه به رشد بسيار بالاي  فيتوپلانكتون كمك مي‌كنند، آغاز نمودند. فسفات فقط يك ساعت در درياي سارگاسو دوام دارد كه اين ميزان در اقيانوس آرام شمالي يك هفته و در قسمت های جنوبي  آن 240 روز است.

محققان سپس گونه‌هاي نماياننده‌ سيانوباكتري و فيتوپلانكتون را در آزمايشگاه رشد دادند. زماني كه اين گونه‌ها  در شرايط عاري از فسفات رشد كردند، تمامي  آنها به جاي فسفو ليپيدها از غشاهاي  جايگزين استفاده نمودند. سيانوباكتري از SQDG استفاده نمود، در  حاليكه فيتوپلانكتون از بتائين استفاده كرد. دانشمندان دريافتند كه ميزان بتائين نسبت به فسفوليپيدها در پلانكتون درياي سارگاسو تقريباً 5 برابر بالاتر از اقيانوس آرام جنوبي بود.

در درياي سارگاسو، ليپيدهاي جايگزين فقط بوسيله‌ فيتوپلانكتون و سيانوباكتري، كه توليدكنندگان مواد غذايي در پله‌هاي پائيني زنجيره‌ غذايي هستند، استفاده شدند. باكتريهاي دريايي كه در رده‌هاي بالاتر زنجيره‌ غذايي قرار مي‌گيرند و براي تغذيه به فيتوپلانكتون وسيانوباكتري  وابسته اند، غشاهاي خود را با استفاده از فسفوليپيدها تشكيل مي‌دهند.

كشف  ليپيدهاي جايگزين  مي‌تواند پيشرفتي  اساسي باشد كه چگونگي ادامه‌  حيات فيتوپلانكتون و سيانوباكتري در اقيانوس را نشان مي‌دهد.

وان موي گفت:  "سيانوباكتري  مي‌تواند غشاهايي بسازد كه  لزوماً نيازمند  هيچگونه  ماده‌ مغذّي‌اي نيست، يعني به فسفر و نيتروژن و بطور كلي به هيچ مادّه‌ مغذّي‌اي نيازمند نيست". 

منبع اصلی :شماره‌ 1 فوريه مجله‌ Nature 


نوشته شده توسط سعید سراوکی در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 22:26 | لینک ثابت |


موسیقی پروتئین ها
دانلود وشنیدن برگردان توالی آمینو اسیدها به موسیقی: روي ادامه مطلب كليك كنيد.

 با همت گروه زیست شناسی آذربایجان شرقی


ادامه مطلب

نوشته شده توسط سعید سراوکی در جمعه بیستم دی 1387 ساعت 23:29 | لینک ثابت |


اندام های وستیجیال
۲۰ قسمت از بدن  که بر اساس نظریه تکاملی داروین، باقی مانده از اعضا اجداد انسانهاست که در بدن انسان به صورت کوچک و بدون عملکرد باقی مانده است: 

۱. ارگان ومرونازال VOMERONASAL ORGAN: یا ارگان جاکوبسون که حفره ای است در پل های بینی دو سمت با گیرنده های شیمیایی که در انسان عملکردی ندارند. در جانوران پست تر وظیفه درک ماده شیمیایی فرومون رو بر عهده دارند

۲. عضلات خارجی گوش: ۳ عضله هستند که در بخش خارجی گوش واقع شده اند و در سایر حیوانات نظیر خرگوشها و سگها، وظیفه حرکت مستقلانه گوش از سر را بر عهده دارند. اما انسانها هنوز دارای آن هستند و توسط این عضلات است که بعضی از افراد می‌توانند گوششان را تکان دهند

۳. دندان عقل: در انسانهای اولیه که مقادیر زیادی از گیاهان را جهت به دست آوردن انرژی مصرف می‌کردند یک جفت اضافه دندان آسیا در هر فک مفید به نظر می‌رسید اما در انسانهای امروزی که انواعی از غذاها را مصرف می‌کند، زیاد ضروری به نظر نمی‌آید

۴. دنده گردنی: حدود یک درصد از مردم یک جفت دنده اضافی در بالای دندهای خود (در بخش گردن) دارند که به نظر می‌رسد باقی‌مانده از اجداد خزنده ما باشد. این دنده می‌تواند در این افراد مشکلات عروقی یا عصبی ایجاد کند 

۵. پلک سوم: در اکثر پرندگان و پستانداران یک لایه محافظ به عنوان پلک سوم بر روی چشمشان وجود دارد که وظیفه حفاظت از چشم و خروج شن ریزه و گرد و غبار را از چشم بر عهده دارد. باقی مانده این پلک در انسان به صورت یک چین نازک در گوشه داخلی چشم وجود دارد.

۶. تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود را لمس کنید به یک برجستگی بر‌می‌خورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد.

۷. عضله زیر ترقوه: عضله کوچکی که در زیر شانه قرار دارد و از دنده اول به ترقوه کشیده شده است و قبلا برای انسان مفید بود . البته بعضی از مردم این عضله را ندارند و بعضی نیز یک جفت از آن را دارند.

۸. عضله پالماریس (خیاطه): عضله بلند و نازکی که از زانو به کمر کشیده شده و ۸۹ درصد مردم دارای این عضله هستند. این عضله در جانوران پست تر در آویزان شدن و بالا رفتن از درخت بسیار مهم است. جراحان معمولا این عضله را در جراحی های ترمیمی عضلات برداشته و از آن استفاده می‌کنند.

۹. نوک پستا‌ن در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود می‌آیند. مردان دارای بافت پستا‌نی هستند اما عملا استفاده‌ای از آنها نمی‌کنند.

۱۰. عضلات صاف کننده مو: در بسیاری از جانوران این عضلات که در قاعده موهای بدن واقع شده اند وظیفه سیخ کردن موهای جانور را در هنگام بروز خطر دارند تا جانور بتواند از آن به عنوان ترساندن مهاجم استفاده کند.

۱۱. زائده آپاندیس: یک لوله عضلانی باریک در روده بزرگ که در به نظر می‌رسد باقی مانده بخش از روده جانوران باشد که وظیفه هضم سلولز غذا (گیاهان) را بر عهده داشته باشد. اما در انسان بیشتر حاوی گلبول های سفید و غدد لنفاوی است.

۱۲. موهای بدن: ابروها در جلوگیری از ورود عرق به چشم ها و موها در آقایان در انتخاب جنس‌ی نقش دارند. اما به نظر می‌رسد اکثر موها در بدن نقش موثری را ایفا نمی‌کنند

۱۳. دنده سیزدهم: در شامپانزه ها و گوریل ها ۱۳ جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسانها ۱۲ جفت. اما ۸ درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمی‌رسد عملکردی را در آنها ایفا کند

۱۴.عضله کف پایی: به نظر می‌رسد در جانوران پست تر وظیفه چنگ شدن و قلاب شدن پاها به شاخه ها را بر عهده داشته است . اما در انسان به نظر می‌رسد فقط کمی کف پا را به پایین خم می‌کند. در ۹ درصد مردم این عضله وجود ندارد

۱۵. رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است

۱۶. انگشت پنجم پا: در پریماتها و پستانداران پست تر انگشتان پا وظیفه چنگ زدن و آویزان شدن از شاخه ها را بر عهده داشته اند.. اما انسانها احتیاج به انگشتان بزرگ پا دارند تا بتواندد با آنها ایستاده راه رفته و تعادل خود را حفظ کنند. لذا به نظر می‌رسد انگشت پنجم یا کوچکترین انگشت پا نقش اصلی در این مورد ایفا نکند.

۱۷. وازدفران (لوله منی) زنان: ارگان تکامل نیافته مردانه که انتهای در کنار تخمدانها قرار دارد. فاقد عملکرد است

۱۸. عضله هرمی (پیرامیدال) : حدود ۲۰ درصد افراد این عضله مثلثی، کوچک و شبیه کیسه را که در استخوان شرمگاهی (پوبیس) است ندارند. به نظر می‌رسد این عضله باقی مانده‌ای از کیسه در جانوران کیسه دار باشد.

۱۹. استخوان دنبالچه (کوکسیس): مجموعه چند مهره به هم جوش خورده کوچک که درا نتهای ستون مهره ها واقع شده و در پستانداران دیگر وظیفه حفظ تعادل و ارتباط را بر عهده دارد. اما در انسان نقشی را بر عهده ندارد.

۲۰. سینوسهای اطراف بینی: به نظر می‌رسد در انسانها نخستین این سینوسها سرشار از مخاط بویایی بوده تا به این ترتیب حس بویایی آنها را تقویت کرده و آنها را از خطرات حفظ کند.  اما نقش انها در انسان امروزی به شکل دهی به صورت، گرم کردن هوای ورودی به ریه ها و سبکتر شدن سر کمک می‌کند. التهاب این سینوسها باعث سینوزیت می‌شود.

برگرفته از:تارنگاردانشجویان گروه زیست شناسی دانشگاه فردوسی

توجه:باتوجه به نظریه ترکیبی انتخاب طبیعی وجود این اندام هادرنیای مشترک انسان هوشمند نیازبه تحقیق بیشتردارد.


نوشته شده توسط سعید سراوکی در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 21:3 | لینک ثابت |


عروسک هایGenpet - گربه هایAllerca و تروربیولوژیک
ژن پت ها زندگي ميكنند و نفس ميكشند . ژن پت به معنی حیوان خانگی ژنتیکی است .
Bio-Genica يك شركت مهندسی بیولوژیکی است كه DND موجود را به منظور ساخت ژن پت ها تركيب و اصلاح ميكند .
ژن پت ها داراي خون ، استخوان و ماهيچه هستند . در صورت بريدن بدنشان خون جاري ميشود و همانند همه ي جانداران با بد رفتاري و صدمه ديدن ميميرند .
اجزاي الكترونيكي بسته بندي اين موجودات براي حفظ حيات آنها در داخل بسته بندي و تا قبل از بيرون آمدن از بسته است .
بعد از خارج شدن از بسته اين موجودات كاملا مستقل از اين اجزا هستند و نيازي به آنها ندارند .
بسته بندي ژن پت ها همانند بسته بندي اسباب بازي هاست .
اگرچه آنها طوري طراحي شده اند كه حتي ميتوان در قفسه بندي هاي خرده فروشي ها هم به فروش برسند اما مغازه هاي فروش حيوانات خانگي نيز جاي مناسبي براي فروش ژن پت ها نيست . زيرا آنها در بسته پلاستيكي قرار دارند .

جن پتس درون بسته فروش ( Genpets )

ژن پت ها چگونه ساخته ميشوند ؟

براي ساخت ژن پتها از روشي به نام "Zygote Micro Injection"
«زیگوت میكرواینجكشن»  استفاده ميشد . از آن پس ژن پتها  در آزمايشگاه پرورش و توليد مثل حيوانات اهلي به وجود آمدند .

اين روش به سرعت  به روشي قابل قبول و مطلوب براي تركيب مولكول وراثتی  DNA یا تزریق پروتئین های خاصی از گونه های مختلف موجودات تبدیل شده است .
از آن زمان تاكنون مولكول وراثتی انسان به خرگوش ها و شامپانزه ها و مولكول وراثتی عنكبوت به گوسفند تزریق شده و امروز موجوداتي  با عنوان «ژن پت ها » به وجود آمده اند .
در سال 2003 به منظور ساخت جانوري دو يا چند رگه DNA انسان با خرگوش و چند حيوان ديگر تركيب شد .
در حالي كه شركت Bio-Gencia هنوز منتظر مجوز پخش جهاني ژن پت ها بود ، Allerca گربه هاي تغيير يافته ي ژنتيكي را به فروش رساند .

چگونه ژن پت ها در بسته زنده مي مانند ؟
مادامي كه ژن پت ها در قفسه هاي مغازه هاي خرده فروشي به منظور فروش قرار دارند ، در خوابي زمستاني به سر مي برند كه به وسيله ي پروتئيني در لوله ي منبع تغذيه ي بسته بندي كنترل ميشود .
اين ويژگي طبيعي بود كه در بسياري از حيوانات فصلي يافته شد كه باعث فرورفتن اين حيوانات در خوابي زمستاني و به طور طبيعي  در سردترين شرايط آب و هوايي شمالي ميشد .
و همچنين اين ويژگي تضميني بود براي ژن پت ها  ، ماداميكه در قفسه هاي مغازه ها بسر ميبرنند .


ژن پت ها چگونه در بسته ي خود نفس ميكشند ؟
در كنار بسته منافذي قرار دارند كه اجازه عبور هواي فيلتر شده را به داخل بسته ميدهند .

آيا ژن پت ها درد را احساس ميكنند ؟
بله ، هر چند ژن پت ها داراي عصب هاي محدود صوتي هستند اما به هنگام ناراحتي و درد قادر به سر و صدا و شلوغ كردن آن هم با صداي بلند نيستند .

هنگامي كه به تعطيلات ميرويم چه ميشوند؟
مي توان پروتئيني تامين كرد همانطور كه ژن پت ها را در قفسه هاي مغازه ها ساكت نگه ميداشت ، در هر زمان  و در فاصله ي معيني از زندگي ژن پتها .

آيا ژن پت ها هيجان و احساسات دارند ؟
بله و اين دليلي است كه هر ژن پت يك كد رنگي مشخص دارد .
آنها در قالب هفت خصوصيت شخصي مختلف به بازار عرضه ميشوند . برای مثال كودكی كه بخواهد ژن پتی داشته باشد كه بسیار پر انرژی باشد باید ژن پت با كد قرمز رنگ را انتخاب كند.رنگ آبی مربوط به یک ژن پت آرام و متین است .

آيا ژن پت ها حرف هم ميزنند ؟
ژن پت ها داراي عصب هاي محدود صوتي براي آسودگي والدين هستند . اما در هر حال آنها قادرند كم و بيش آوا هايي را ايجاد كنند .

آيا آنها رشد ميكنند ؟
خير . آنها در بسته ي خود كاملا رشد يافته اند .

ژن پت ها چه مدت زنده مي مانند ؟
آنها در دو نوع به بازار عرضه ميشوند :
مدلي با 1 سال طول عمر و مدلي با 3 سال طول عمر .


آيا ژن پت ها به باطري نياز دارند ؟
خير ، ژن پت ها حيواناتي زنده هستند .
منبع نيروي به كار رفته تنها  وسيله اي براي نشان دادن زندگي در داخل بسته است .

آيا ژن پت ها از داخل بسته بيرون مي آيند ؟
بله .
ميتوان آنها را بعد از خريد از داخل بسته در آورد .
فكر كنيد ژن پت ها عروسكهاي زنده اي هستند .
ژن پتها طوري طراحي شده اند كه پس از خارج كردن آنها از بسته بيشتر حركت ميكنند . مانند نوزاد تازه متولد شده ي انسان !

جن پتس در فروشگاه ( Genpets )

آيا ژن پت ها مو دارند ؟
خيلي كم . تنها مقدار جزئي در زير بغلشان .

آيا ژن پت ها گاز ميگيرند ؟
طراحی دندان‌های آنها به صورتی است که صاحب خود را گاز نگیرند ولی در بسته‌بندی‌های آنها وسیله‌ای قرار داده شده است که اگر حیوانات ژنتیکی خریداری شده دندان درد گرفتند بتوانید دندان خراب آنها را بکشید!

آيا چشمهايش را باز ميكند ؟
بله . به محض خروج يك ژن پت از بسته اش ، كم كم پس از گذشت جرياني تقريباً بيست دقيقه اي بيدار ميشود .

آيا ژن پت صاحبش را تشخيص ميدهد ؟
پس از بیدار شدن از خواب به مالکش می‌چسبد و برای باقی‌مانده چرخه زندگیش شخص مزبور را بازشناسی می‌کند .

ژن پت ها بر روي دو پا راه ميروند يا 4 پا ؟
ژن‌پت‌ها توانایی حرکت محدودی دارند و لذا بیشتر شبیه یک نوزاد تازه به دنیا آمده عمل می‌کنند تا یک بچه بالغ. لذا باید از یک ژن پت، بیشتر انتظار لولیدن و جنبیدن داشت تا خزیدن یا چهار دست و پا راه رفتن. نباید زیاد انتظار داشت که آن‌ها روی دو پا راه بروند و یا چهار دست و پا حرکت کنند.

چگونه و چه چيزي تغذيه ميكند ؟
شرکت بایو جنیکا غذای این حیوانات را در فروشگاه‌ها عرضه می‌کند تا حیواناتی که خریداری می‌کنید گرسنه نمانند البته فقط یکبار در هفته غذا می‌خورند و همچنين مثل تمام جانداران چند ساعت بعد و پس از هضم غذایشان، میزان اضافی آنرا از طریق مدفوع دفع می‌کنند.

آيا ژن پت ها قابليت تكثير دارند ؟
خير .تنها تفاوت عمده‌ای که این حیوانات ژنتیکی دارند این است که آنها قابلیت تولید مثل ندارند

آبا آینده‌ای که فکر می‌کردیم فاصله‌ی زیادی با ما دارد، فرارسیده است؟
Genpet، تولید شده توسط Bio.Genical حیوانات خانگی‌ای هستند که در بسته‌بندی‌های زیبایی به فروش می‌رسند.
این حیوانات اسباب‌بازی یا روبات نیستند، بلکه حیوانات زنده‌ای هستند که تنفس می‌کنند و می‌میرند.
شرکت سازنده ادعا می‌کند که این حیوانات با استفاده از فرآیند تزریق زیگوت و ترکیب DNA از گونه‌های مختلف ایجاد شده‌اند. این همان فرآیندی‌ست که در سال ۱997، برای ترکیب موش‌ و ستار‌ه‌ی دریایی شب‌تاب استفاده شد و منجر به ایجاد خرگوش‌ها، خوک‌ها، ماهی‌ها و میمون‌های شب‌تاب شد. ( لینک در نشنال‌جئوگرافیک و لینک در USNEWS ) برای اطلاعات بیشتر در مورد ترکیب ژن‌های انسانی و حیوانی می‌توانید باز هم به سایت نشنال جئوگرافیک مراجعه کنید.

این حیوانات خانگی با طول‌ عمر یک و سه سال در بسته‌بندی‌هایی شامل یک سیستم نشان‌دهنده‌ی وضع ضربان قلب و همچنین برچسب نشان‌دهنده‌ي تازگی حیوان عرضه شده‌اند.

نکته‌ی جالب در مورد این حیوانات داشتن شخصیت از پیش‌ تعیین شده است که به وسیله‌ی کد‌های رنگی روی بسته مشخص شده:
- شخصیت قرمز: ورزش‌کار و پرانرژی
- شخصیت نارنجی: ماجراجو، بی‌پروا و کنجکاو
- شخصیت سبز: کمک‌‌کننده، موزون و آرام
- شخصیت آبی: متین و خوش‌مشرب
- شخصیت ارغوانی: معنوی و رویایی.


قبل از باز شدن بسته، حیوان در حالتی شبیه خواب زمستانی به سر می‌برد و از طریق تجهیزات نصب شده در بسته تغذیه می‌شود تا سالم و تازه باقی بماند. مدتی طول می‌کشد تا بعد از باز شدن بسته حیوان از خواب بیدار ‌شود و معمولاً اولین کسی را که ببیند به عنوان مادر خود -یا چیزی شبیه به این- تلقی نموده و رابطه‌ی ویژه‌ای با آن شخص خواهد داشت.



شما با دیدن تصویر بالا چه حسی پیدا کردید؟ یک موجود معصوم و دوست داشتنی که به عنوان بازیچه، چند روزی زندگی می‌کند و بعد از بین می‌رود. به نظر می‌رسد مساله‌ی بهره‌کشی از دیگر موجودات همان مساله‌ی صدها سال قبل است، منتها با این تفاوت که تغییرات به وجود آمده در سطح آگاهی - و شاید به خاطر فعال‌تر شدن ناحیه‌ي اعصاب آیینه‌ای/انعکاسی- دوست داریم چیزی که از آن بهره‌کشی می‌کنیم -مثلاً به عنوان یک کارگر کارهای سخت و یا مضر- از سطح آگاهی و خودانگاری پایین‌تری نسبت به خودمان برخوردار باشد تا شاید این‌گونه، ترس ناشی از امکان قرار داشتن خودمان در چنان شرایطی از بین برود.

واکنش شما در مقابل تولید چنین محصولی هر چه باشد به احتمال زیاد با واکنش در مقابل تولید روباتی که در آن فقط از پیچ و مهره و موتور و باتری و سنسور -از نوع غیر بیولوژیکی- استفاده شده است؛ هرچند هم که روبات دارای شناخت و خود‌آگاهی باشد، متفاوت خواهد بود. به نظر می‌رسد دانستن این موضوع که این حیوان با استفاده از ترکیب DNA ایجاد شده و اشراف به داشتن ریشه‌ی مشترک، باعث ایجاد همدلی/همدردی در خواننده می‌شود و حس ترحم ناشی از نزدیک بودن خطر برانگیخته می‌گردد؛ در حقیقت خواننده دل‌اش به حال خودش می‌سوزد!

به هر حال مجسمه‌سازی که این محصول را تولید کرده، در ساخت آن از لاتکس، فوم، میکروکنترلر، مدارچاپی و موتور استفاده کرده و هر کدام از آن‌ها قیمتی بین 800 تا ۱200 دلار دارد. Genpet Series 01-2005
نظر خود آقای Adam Brandejs نیز جالب است ( از اینجا ببینید). با وجود اینکه چند سالی هست موجودات دست‌کاری شده در حال ساخته‌شدن هستند ( سایت شرکت GloFish را در مورد ماهی‌های شب‌تاب و همچنین سایت شرکت Allerca را در مورد گربه‌هایی با موهایی که حساسیت ایجاد نمی‌کنند، ببینید.)

کم‌کم امکان به وجود آمدن چنین چیزی‌هایی باورپذیر می‌شود و بالطبع قوانین و مقرراتی نیز در این مورد وضع می‌شود. شاید خبری که بی‌بی‌سی در مورد قوانین اخلاقی استفاده از روبات‌ها داشت بی‌ربط نباشد.

 گربه هایAllerca:

گربه هايی که برای صاحبان خود و بويژه کودکان هيچ حساسيت و آلرژی توليد نمی کند در لس آنجلس آمريکا ساخته شده اند. هزينه ی خريد هر يک از اين گربه ها بين ۶ تا ۷ هزار دلار میباشد.

 به گزارش Sunday Times کمپانی Allerca پس از دوسال تلاش در زمينه ی ساخت گربه های بی خطربادستکاری ژنتيکی آنها موفق به ساخت نخستين نمونه ها شده است.

اين گربه ها که ريزش موی زيادی هم ندارند کمترين آلرژی را در انسانهای حساس و بيمار ايجاد نخواهندکرد. قيمت پايه ی اين گربه ها ۴۹۵۰ دلار است که بسته به دور بودن مشتری بين ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰دلار هم بابت پست کردن آن دريافت خواهد شد.هم اکنون اين گربه ها برای آزمايش فروخته می شوند و گروه زيادی برای دريافت آنها نام نويسی کرده و در نوبت هستند.

تروربیولوژیک:

بعد از ۱۱ سپتامبر ؛ ترس آمريکا و دنيا از ترور ميکروبی زيادتر و زيادتر شد تا جايی که تحصيل کردن در رشته های بيوتکنولوژی برای دانشجويان کشورهای به قول خودشون شيطانی مانند لبنان ؛ کره شمالی و ايران ممنوع شد. هم اکنون با استفاده از خود اين علم می توانند با عوامل تخريبگر آن مبارزه کنند مثلا دانشمندان در حال ساختن دستگاه هايی هستند که بر اساس DNA و Antibody ها کار می کند و به صورت ژتون يا Chips ساخته می شوند و قبل از آنکه ميکروب مورد نظر پخش شود؛ اخطار می دهد . بعضی از اين دستگا هها قادر به شناسايی بوی ميکروبها هستند و يا بوی مواد اضافه کننده ای که از آنها يک سلاح ساخته اند.
به عنوان مثال در Gulf War ؛ ارتش آمريکا دارای دستگاهی بود به نام XM2 که از هوای اطراف نمونه برداری می کرد و به ماشينی متصل بود که می توانست تعداد ذرات ميکروبها را در حجم معينی از هوا اندازه بگيرد و اگر مقدار ذرات بيشتر از حد خاصی می شد؛ بوق می زد تا افراد محل را تخليه کنند.
جديدا ماشينهايی طراحی شده اند که اساس کارش اشعه UV است که به هنگام برخورد به مولکولهای خاصی در سلولهای زنده و فعال از خود نوری سبز رنگ (Fluorescent) می دهند و آنها را قابل مشاهده می کنند. اين ليزرها در سر راه خود به چنين مولکولهايی برخورد کرده و از خود نور منتشر می کنند ولی مسأله اين است که اين ليزرها قادر به تشخيص مواد خطرناک موجود در هوا با جانداران ميکروسکوپی موجود در فضا که بی ضرر هستند می باشند يا خير و جواب منفی است !
در حال حاضر دستگاه هايی ساخته شده اند که دقيقتر عمل می کنند و می توانند مواد بيماريزا (pathogens) را از ذرات بی خطر يا Benign microorganisms تشخيص می دهند بر اساس تفاوتهايی که در ساختار ژنتيکی اين مواد وجود دارد.
ميکروبها دارای DNA خاص خود می باشند و برای تحليل اين DNA ها بايد آنها را مجزاء کنيم بعضی از دستگا هها هستند که می توانند سلول را بشکنند و DNA را استخراج کنند .اين دستگاه ها GeneXpert Systems نام دارند ولی بعضی ديگر نياز به متخصص و کارشناس دارند تا اين DNA را اقتباس کند.
اولين ژتون ساخته شده بر اساس DNA در دانشگاه Northwestern آمريکا ساخته شد و بر اين اساس بود که دو زنجيره ای که مارپيچ DNA را می سازند؛ متمم و يا Complementary يکديگر می باشند .
وقتی نوع و ترتيب قرار گرفتن بازهای نيتروژندار موجود در يک زنجيره را بدانيم ؛ می توانيم بازهای موجود در زنجيره ديگر را به راحتی پيش بينی کنيم .
ژتون ساخته شده توسط دانشگاه Northwestern يک ژتون شيشه ای است که در آن يکی از زنجيره های DNA به صورت ساکن و غير قابل تحرک نگه داشته شده و اين زنجيره متمم زنجيره کوتاهی از DNA ميکروب مورد نظر که خطرناک تلقی می شود می باشد.
اين ژتون شيشه ای در ميان دو قطب مغناطيسی يا Electrodes قرار دارد و هنگامی که DNA ميکروب بيماريزا وارد سيستم می شود ؛ شروع به پيوند خوردن و به اصطلاح جفتگيری با يک سر زنجيره متمم خود می شود و برای اينکه اين هايبريد شدن دو زنجيره قابل مشاهده باشد؛ کارشناس فنی يک قطعه از DNA ای را که متمم سر ديگر زنجيره می باشد را به ذرات طلا متصل کرده و وارد سيستم می کند. هنگامی که اين قطعه شروع به جفتگيری با انتهای ديگر آن زنجيره می کند ؛ مدار الکتريکی به جريان در می آيد و زنگی را به صدا در می آورد.

منابع:BBC-Persianpet.com-Genetic.netfirm.comو وبلاگ های:جوان امروز-آرماتیل-زیست پویا

نوشته شده توسط سعید سراوکی در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 21:34 | لینک ثابت |


وبیماریها....
 تب دره-لوئی بادی-هپاتیت E -هپاتیت دلتا-پاژه-سلیاک

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط سعید سراوکی در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 19:3 | لینک ثابت |


بیماری پلی سیتمی

پلي‌ سيتمي‌ افزايش‌ تعداد گلبول‌هاي‌ قرمز خون‌. اين‌ اختلال‌ بيشتر در بزرگسالان‌ بالاي‌ 50 سال‌ بروز مي‌كند (ولي‌ محدوده‌ سني‌ آن‌ 90-15 سال‌ است‌) و در آقايان‌ شايع‌تر است‌. اين‌ بيماري‌ سه‌ نوع‌ دارد:
پلي‌ سيستمي‌ ثانويه‌ (پلي‌ سيستمي‌ واكنشي‌)، كه‌ عارضه‌اي‌ از بيماري‌ يا عواملي‌ غير از اختلالات‌ سلول‌هاي‌ خون‌ است‌.
پلي‌ سيستمي‌ استرسي‌
پلي‌ سيستمي‌ كاذب‌ كه‌ به‌ كاهش‌ حجم‌ پلاسماي‌ خون‌ مربوط‌ مي‌باشد.

   علايم‌ شايع‌

برخي‌ بيماران‌ هيچ‌ علامتي‌ ندارند. ساير بيماران‌ ممكن‌ است‌ داراي‌ هر يك‌ از علايم‌ زير باشند:
خستگي‌؛ سردرد؛ خواب‌ آلودگي‌؛ منگي‌
خارش‌ يا پرخوني‌ پوست‌
بزرگي‌ طحال‌
خونريزي‌ بدون‌ توجيه‌

    علل‌

پلي‌سيستمي‌ حقيقي‌: ناشناخته‌
پلي‌ سيستمي‌ ثانويه‌: بيماري‌هاي‌ مادرزادي‌ قلب‌، بيماري‌هاي‌ مزمن‌ ريه‌، كشيدن‌ سيگار معمولي‌ يا سيگار برگ‌، زندگي‌ در ارتفاعات‌ بالا
پلي‌سيستمي‌ استرس‌: مصرف‌ داروهاي‌ ادرارآور، استعمال‌ دخانيات‌، كم‌ آبي‌ بدن‌

    عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر

استعمال‌ دخانيات‌
بيماري‌هاي‌ قلبي‌ يا ريوي‌
استرس‌
سابقه‌ خانوادگي‌ پلي‌سيستمي‌

   پيشگيري‌

پلي‌سيستمي‌ حقيقي‌ در حال‌ حاضر قابل‌ پيشگيري‌ نيست‌.
پيشگيري‌ از پلي‌سيستمي‌ ثانويه‌ يا پلي‌سيستمي‌ استرس‌: خودداري‌ از استعمال‌ دخانيات‌ جلوگيري‌ از كم‌ آبي‌ بدن‌ اقدام‌ به‌ درمان‌ طبي‌ بيماري‌هاي‌ قلبي‌ يا ريوي‌

   عواقب‌ مورد انتظار

پلي‌سيستمي‌ حقيقي‌ غير قابل‌ علاج‌ است‌ ولي‌ علايم‌ آن‌ با درمان‌ قابل‌ كنترل‌ است‌. متوسط‌ مدت‌ زنده‌ ماندن‌ بيماران‌ با درمان‌ 15-7 سال‌ است‌؛ حتي‌ برخي‌ بيماران‌ ممكن‌ است‌ 20 سال‌ يا بيشتر نيز زنده‌ بمانند.
ساير انواع‌ پلي‌سيستمي‌ با برطرف‌ كردن‌ علت‌ زمينه‌اي‌ قابل‌ درمانند.

    عوارض‌ احتمالي‌

تشكيل‌ لخته‌ درون‌ وريدها يا شريان‌ها
نقرس‌
سكته‌ مغزي‌
حمله‌ قلبي‌
زخم‌ گوارش‌
سنگ‌ كليه‌
لوسمي‌ (نوعي‌ سرطان‌ خون‌)

    درمان‌:بانظرپزشک متخصص 

 

    اصول‌ كلي‌

- بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ مغز استخوان‌ و خون‌ (شمارش‌ گلبول‌هاي‌ قرمز خون‌، اندازه‌گيري‌ هماتوكريت‌)، اشعه‌نگاري‌ كليه‌ها و بررسي‌ گلبول‌هاي‌ قرمز با كروم‌ راديواكتيو باشد.
-
مراحل‌ درماني‌ بر اساس‌ وضعيت‌ هر بيمار متفاوت‌ بوده‌ و به‌ سن‌ بيمار، مدت‌ بيماري‌، نوع‌ پلي‌سيتمي‌، عوارض‌، و فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بيماري‌ بستگي‌ دارد.
-
مراحل‌ درماني‌ احتمالي‌ براي‌ حفظ‌ هماتوكريت‌ در نزديك‌ محدوده‌ طبيعي‌ و جلوگيري‌ از تشكيل‌ لخته‌ يا خونريزي‌ عبارتند از: فصد (گرفتن‌ خون‌ اضافي‌ بدن‌ از طريق‌ وريد)؛ درمان‌ راديوايزوتوپ‌؛ و دارو درماني‌. درمان‌ انتخاب‌ شده‌ بستگي‌ به‌ علايم‌ و پاسخ‌ به‌ درمان‌ دارد. در مواردي‌ ممكن‌ است‌ به‌ بيش‌ از يك‌ نوع‌ درمان‌ نياز باشد.

   داروها

آسپيرين‌ براي‌ جلوگيري‌ از لخته‌ شدن‌ خون‌ و كاهش‌ احتمالي‌ سكته‌ مغزي‌ يا حمله‌ قلبي‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ گردد.
فسفر راديواكتيو سيتوتوكسيك‌
آلوپورينول‌ براي‌ كاهش‌ دادن‌ سطح‌ بالاي‌ اسيد اوريك‌
داروهاي‌ ضد خارش‌
داروهاي‌ مهار كننده‌ گرنده‌ H2 يا داروهاي‌ ضد اسيد براي‌ مهار توليد بيش‌ از حد اسيد معده‌

    فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

پس‌ از درمان‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ طبيعي‌ خود را هر چه‌ سريعتر از سر بگيريد.

    رژيم‌ غذايي‌

رژيم‌ خاصي‌ نيازي‌ نيست‌. براي‌ حفظ‌ مايعات‌ بدن‌ در حد مطلوب‌ هر دو ساعت‌ 250 سي‌سي‌ مايعات‌ بنوشيد.

    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان داراي‌ علايم‌ پلي‌سيستمي‌ باشيد.
بروز علايمي‌ كه‌ نشانه‌ عوارض‌ پلي‌سيستمي‌ هستند.
اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي‌ تجويزي‌ ممكن‌ است‌ با عوارض‌ جانبي‌ همراه‌ باشند


نوشته شده توسط سعید سراوکی در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 17:9 | لینک ثابت |


میکوریزا Mycorrhiza

ميكوريزا نتيجه برقراري همزيستي بين قارچ و گياه است. اين واژه مركب از دوواژه يوناني  (mykes=mushroom + rhiza=root ) مي باشد. ميكوريزا نوعي همزيستي متقابل مفيد است كه بين اندامهاي جذب كننده گياهان (معمولا ريشه) و ريسه هاي قارچهاي خاصي ايجاد مي گردد. در حالت كلي هر دو جزء همزيست شونده از اين همزيستي سود مي برند. با اينحال همزيستي مي تواند از حالت متقابل مفيد به اشكال ديگر از جمله شكل انگلي تبديل شود كه وقوع چنين وضعيتي به گونه گياه و قارچ درگير، سن ميكوريزا ونوع ميكوريزا بستگي دارد. به عنوان مثال در ميكوريزاي اركيد، قارچ ميكوريزايي، اركيد را به يك گياه دهنده donor متصل مي كند كه منبع كربن را براي قارچ و گياه تامين مي نمايد. كاركرد همزيستي اين است كه منبع كافي كربوهيدرات براي قارچ همزيست فراهم شود.

طبقه بندی میکوریزا:

1. Vesicular – Arbuscular Mycorrhiza : هفتادوپنج درصد خانواده هاي گياهي نوعي از ميكوريزا به نام اندو ميكوريزا تشكيل مي دهند كه به ميكوريزاي وزيكولارـ آرباسكولار ويا به اختصار به VAM معروف است. اين نوع همزيستي احتمالا از قدمتي ديرين برخوردار است زيرا قارچهايي مشابه قارچهاي پيشرفته دخيل در اين نوع ميكوريزا نخستين گياهان خشكي را تحت كلون خويش درآورده بودند. قارچهاي اين گروه در شاخه Zygomycota و راسته Glomales طبقه بندي مي شوند و از قارچهاي بسيار رايج در خاك مي باشند. شش جنس و دويست گونه قارچ در اين گروه قرار مي گيرند. هيفهاي قارچها مي توانند به طرق بين سلولي و درون سلولي در درون كورتكس ريشه رشد كنند اما هيچگاه وارد استوانه آوندي نمي شوند. پس از جوانه زني اسپور از يك سو هيفهاي قارچ به ريشه نفوذ مي كنند واز سوي ديگر در درون خاك گسترش مي يابند و عمل جذب و انتقال منابع را انجام مي دهند. آرباسكولها، ساختارهاي دو شاخه مشابه هوستوريوم هستند كه در درون سلول كورتكس نفوذ ميكنند و تصور مي شود كه جايگاه انتقال منابع بين دو جزء همزيست باشند. غشاء پلاسمايي سلول گياهي در اطراف آرباسكول غني از كمپلكسهاي پروتون ـ اي تي پي آز است كه بيانگر جايگاهي فعال براي جذب مواد توسط گياه است. انتقال كربوهيدرات به قارچ احتمالا بيشتر با وساطت هيفهاي درون سلولي غير آرباسكولي و peloton صورت مي پذيرد كه مشابه آرباسكولها هستند و سطح تماس بين قارچ و غشاء پلاسمايي سلول گياهي را افزايش مي دهند. غشاء پلاسمايي اين هيفهاي درون سلولي غني از جايگاههاي پروتون ـ آتي پي آز هستند كه نشانگر مطالبه فعال منابع به وسيله قارچ مي باشد. شايان ذكر است كه هيفهاي درون سلولي و آرباسكولها ساختار هايي موقت و زودگذر هستند. هيفهاي قارچهاي اندوميكوريزايي به طريق كموتروپيك به سوي ريشه هاي گياه جذب مي شوندكه احتمالا در پاسخ به ترشحات ريشه است. اين ترشحات قادر به القاء جوانه زني در اسپور قارچهاي اندوميكوريزايي بوده، بر روي رشد لوله تندش و هيفها تاثير گذاشته و هيفهاي قارچي را به سوي جايگاههاي مورد پذيرش بر روي سطح ريشه جهت كلونيزاسيون جذب مي نمايد. نفوذ هيفها به درون ريشه در نزديكي راس ريشه صورت مي پذيرد، جايي كه ميزان چوب پنبه اي شدن كم است. نفوذ هيفها به درون سلولهاي كورتكس به صورت درون سلولي از طريق توليد آنزيمهاي سلولوليتيك صورت مي پذيرد. حمله سلولي تحت تنظيم هر دو جزء همزيت شونده است كه شامل تنظيم بالاي (upregulation) ژنهاي ويژه قارچ و تنظيم پايين (downregulation) ژنهاي ويژه گياه است. وزيكولها بخشهاي متورم انتهايي هيفها مي باشند كه در بين سلولها يا درون سلولها توسط قارچهاي اندوميكوريزايي تشكيل مي شوند و احتمالا به عنوان جايگاههاي ذخيره كربن براي تركيباتي نظير ليپيد ها عمل مي كنند.

2. Ectomycorrhiza : اين نوع ميكوريزا در ده درصد از فلور دنيا ايجاد مي گردد و منحصر به گياهان دانه دار است. تخمين زده شده كه پنج هزار گونه قارچ وجود دارند كه اكتوميكوريزا تشكيل مي دهند كه از اين تعداد دوهزار گونه در آمريكاي شمالي وجود دارند. گروههاي گياهي محدودتري درايجاد اين نوع ميكوريزا مشاركت دارند اما برخي گروهها به ميزان زيادي دچار اين نوع همزيستي مي شوند كه از آن جمله مي توان به مخروطيان جنگلهاي شمالگان اشاره نمود. بر خلاف ميكوريزاي وزيكولار ـ آرباسكولار، اكتوميكوريزا ظاهر بيروني ريشه را تغيير مي دهد و نوعي فنوتيپ يكسان ريشه اي به نام مورفوتيپ ايجاد مي كند كه بعضا جهت شناسايي قارچ همزيست مورد استفاده قرار مي گيرد. در اكتوميكوريزا نفوذ هيف به درون سلول ريشه صورت نمي گيرد بجز در نواحي مسن ريشه. هيفها به طور فعال مناطق رشد ريشه هاي ثانويه را به طريق بين سلولي كلون مي كنند. شبكه هارتيگ Hartig net نوعي شبكه هيفي است كه از مانتل به طرف داخل منشا مي گيرد و در اپيدرم وچند لايه سلولي نخست كورتكس نفوذ مي كند. آنزيمهاي سلولوليتيك در نفوذ بين سلولي در اپيدرم دخيل هستند. همچنين رشته هاي هيف از مانتل به درون خاك توسعه مي يابند و در نتيجه قادر به جذب و انتقال منابع از خاك به كورتكس ريشه مي باشند. جوانه زني اسپور قارچهاي اكتوميكوريزايي توسط ترشحات ريشه كه حاوي قند، ويتامين، آمينواسيد و فيتوهورمونهايي از قبيل IAA و سيتوكينين ها است تحريك مي شود. علاوه بر اين، ترشحات ريشه مي تواند تشكيل ديگر اجتماعات ميكروبي خاك را كه قادر به آزادسازي تركيبات محرك تشكيل اكتو ميكوريزاست تحريك نمايد. پاسخهاي كموتروپيك هيفهاي قارچ، رشد آنها را به سمت ريشه ها نظم مي دهد ومنجر به اتصال به سطح ريشه مي شود.

3. Ectendomycorrhiza : از نظر ساختار و عملكرد، اين نوع ميكوريزا مشابه اكتوميكوريزاست اما درجاتي از نفوذ درون سلولي نيز در آن ديده مي شود.

4. Arbutoid and Monotropoid Mycorrhiza : قارچهاي  Basidiomyceteو گياهان Arbutoideae نوع خاصي از ميكوريزا را تشكيل مي دهند كه به ميكوريزاي آربوتوئيد معروف است و مشخصه آن وجود مانتل، شبكه هارتيگ و نفوذ به درون سلولهاي اپيدرمي توسط هيفهاي قارچي است. قارچهاي اكتوميكوريزايي در همزيستي با گياهان فاقد كلروفيل Monotropaceae نوعي ميكوريزا به نام ميكوريزاي منوتروپوئيد ايجاد مي كنند. مشخصه اين نوع ميكوريزا شبكه هارتيگي است كه سلولهاي اپيدرمي و ساختارهاي شبه هوستوريومي به نام ميخهاي هيفي را در درون سلولهاي اپيدرم در بر مي گيرد. دو نوع ميكوريزاي ذكر شده با عنوان mycoheterotrophic طبقه بندي مي شوند.

5 . Ericoid Mycorrhiza : اين نوع ميكوريزا بين قارچهاي گروه Ascomycete و تعدادي از خانواده هاي راسته   Ericalesايجاد مي شود. ريشه در اين نوع ميكوريزا به ميزان زيادي (تاهشتاددرصد) توسط آسكوميستهاي با رنگيزه هاي سياه Hymeoscyphus ericea يا Oidiodendron sp. كلون مي شود. سلولهاي اپيدرمي به طريق درون سلولي توسط همزيست قارچي كه كمپلكسهاي سياه پيچ خورده را تشكيل مي دهد كلون مي شوند.

6 .  : Orchid Mycorrhizaاين نوع ميكوريزا ميكوريزاي mycoheterotrophic است كه بين گياهان خانواده اركيداسه و گونه هاي قارچهاي ناقص Rhizoctonia تشكيل مي شود. بسياري از اركيد هاي همزيست ساپروفيت هاي سريع الرشدي هستند كه مي تواننداز قندهاي پيچيده استفاده كنند. جهت جوانه زني، دانه هاي اركيد بايد با يك شريك همزيست مناسب كلون شوند. نفوذ درون سلولي و توسعه كمپلكسهاي هيفي پيچ خورده كه پلوتون ناميده مي شود و تصور مي شود جايگاه تبادل منابع باشد از ويژگيهاي اين نوع ميكوريزاست. ميكوريزاي اركيد يك ميكوريزاي غير عادي است زيرا به كرات به حالتهاي اپي پارازيتيك يا mycoheterotrophic بر روي گياهان اكتوميكوريزايي ديده مي شود. ميكوريزاي اركيد از پايداري كمتري نسبت به ديگر انواع ميكوريزا برخوردار است، زيرا همزيستي مي تواند به وضعيتهاي انگلي يا حتي بيماريزايي براي اركيد تبديل شود.

منبع:

سیستماتیک                                                                                 zistsaf.blogfa.com


نوشته شده توسط سعید سراوکی در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 23:27 | لینک ثابت |


هموفیلی

 هموفیلی یک اختلال خونریزی دهنده مادرزادی است که در آن فرد مبتلا فاکتورشماره 8 که لازم برای  انعقاد خون  میباشد را ندارد یا دچار کمبود

 آن میباشد . نقش این فاکتور کمک به انعقاد خون است و در غیاب آن خون دیر تر منعقد  شده  و  زمان خونریزی طولانی تر میشود .  میزان بروز

 این بیماری در نوزادان پسر تازه متولد شده یک مورد در هر 5000 نفر است .

 مغلوب است بنابراین غالب بیماران از جنس مذکر هستند . x هموفیلی بیماری وابسته به 

 برای هموستاز طبیعی خون حداقل نیاز به 25 درصداز فعالیت فاکتور 8 است که توسط کبد تولید و ترشح میشود.

 

*انواع هموفیلی :

 براساس اینکه کدام فاکتور دچار کمبود میباشد هموفیلی به 4 نوع دیده میشود :

  نوع کلاسیک: به دلیل کمبود فاکتور 8 ( در 80 درصد موارد )A

 به دلیل کمبود فاکتور9B بیماری کریسمس یا هموفیلی نوع

 نوع هاگمن : به دلیل کمبود فاکتور 12 *

 فون ویلبراند یا هموفیلی عروقی : به دلیل عدم وجود فاکتور 8

* علایم بالینی هموفیلی :

 در هموفیلی شدید :

  خونریزیهای خود به خود یا به دنبال ترومای جزیی در پوست / مخاطات/ مفاصل / عضلات و احشا -

 -  خونریزی به دنبال ختنه در پسران و یا تجمع خون زیر پوست سر نوزاد

-  خونریزی خود به خود در مفصل ( همارتروز ) و جمود و خشکی مفصل و آتروفی و تحلیل عضلات به دنبال آ ن

-  خونریزی دهان و حلق و بینی و سیستم عصبی وادراری و گوارشی

 - هماتوم پشت صفاق و ایجاد توده های نرم در هر قسمت از بدن به دلیل خونریزی

 در هموفیلی متوسط :

 معمولا تا پیش از راه رفتن و حرکت کردن دچار خونریزی نمی شوند و خونریزی به دنبال ضربه و ترومای متوسط شروع میشود .

در هموفیلی خفیف :

 خونریزی به ندرت آنهم بعد از ترومای شدید یا جراحی ایجاد میشود و ممکن است تا قبل از نوجوانی یا جوانی تشخیص داده نشود

تشخیص هموفیلی : *

 استفاده از تستهای انعقادی و اندازه گیری  فاکتورهای انعقادی و هم چنین سوال  از والدین برای شناسایی فرد مبتلا در خانواده  کمک  زیادی  به

 پزشک در تشخیص میکند .آزمایشات لازم عبارتند از:

 و اندازه گیری فاکتورانعقادی8 PT, PTT, BT,PLT

امروزه با کمک بیوپسی از پرزهای کوریونی و یا آمنیوسنتز در اوایل حاملگی و تکنیکهای ژنتیکی میتوان هموفیلی را قبل از تولد

 تشخیص داد  

 درمان هموفیلی :*

 بعد از تشخیص بیماری از فراورده های خونی مناسب جهت کاهش خونریزی استفاده میشود مثل فراورده حاوی فاکتور 8 به نام کرایو یا

Cryopercipitate

 فاکتور 8 کنستانتره / پلاسمای تازه منجمد شده و داروی وازوپرسین از سایر درمانهای هموفیلی هستند که با تجویز پزشک استفاده میشود .

منابع:

hemophilia.org

kidsnursing.com


نوشته شده توسط سعید سراوکی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23:31 | لینک ثابت |