تبليغاتX
به وبلاگ زیست شناسی ناحیه یک همدان خوش آمدید زیست شناسی همدان

زیست شناسی همدان

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

این وبلاگ سعی درارائه فعالیتهای گروه آموزشی ناحیه یک وارائه وتبادل اطلاعات باسایر همکاران ودانش آموزان رشته تجربی رادارد.معرفی لینک هااز جهت مطالب علمی آنها بوده و مسئولیت لینک هاو مطالب موجود در آنهامتوجه این وبلاگ نخواهد بود.سعیدسراوکی دبیر وسرگروه زیست شناسی ناحیه یک همدان

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
اخبار برگزيده زیست شناسی
سوالات امتحانی
انیمیشن های زیست شناسی
تصاویر
بیوتکنولوژی
ژنتیک
خبر های گروه
مناسبتها

نویسندگان
سعید سراوکی
مریم امینیان

پیوندها
دبيرخانه زيست شناسي كشور
گروه زیست شناسی دفتر...وتالیف کتابهای درسی
گروه زیست شناسی استان همدان
نشریه رشد آموزش زیست شناسی
بایوزپلنگان دویده ام
زیست پیام
زیست پویا
آزمون زیست شناسی
زیست شناسی گناباد
سلام گویچه قرمز
زیستیکاتور
زیست شناسی میبد
زیست پژوهان گنبد کاووس
گروه زیست شناسی آذربایجان شرقی
زیست شناسی تبریز
آزمایشگاه زیست شناسی تبریز
آزمایشگاه خون شناسی
زیست شناسی کندر
زیست شناسی تنگستان
گروه زیست شناسی منطقه ده تهران
گروه زیست شناسی بم
گروه زیست شناسی منطقه شهاب
زیست شناسی دامغان
زیست شناسی خوشاب
گروه زیست شناسی ناحیه4مشهد
گروه زیست شناسی گناباد
گروه زیست شناسی ملایر
زیست تست
زیست پیکس
گروه زیست شناسی ناحیه یک مشهد
گروه زيست شناسي استان قم
زیست شناسی بندردیر
زیست شناسی بوشهر
یادداشتهای یک دبیر زیست شناسی
گنجينه
مشاوره ژنتيك-ژنتيك پزشكي
زيست شناسي دان اولدوز
زيست شناسي پيرانشهر
زيست شناسي تربت حيدريه
زیست شناسی کرمان
مرکز تحقیقات میکروبیولوژی
گياهان داروئي
من ودنياي زيست ام
مرکز دانلود وآموزش نرم افزار
علامه زیست
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

Free Page Rank Tool

آموزش در کلاس بدون گچ وتخته
یک سایت بسیارمفید درباره سلول. کلاس درس زنده با تمام امکانات  لازم برای یک کلاس درس فعال وپویا باانیمیشن های زیبا- پازل-ترجمه آنلاین-دانلودمطالب درسی-انجام آزمون و....

کلیک کنید

 


نوشته شده توسط سعید سراوکی در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 23:15 | لینک ثابت |


انیمیشن چرخه سلولی وانیمیشین های دیگر سلولی و...
کلیک کنید: چرخه سلولی میتوز


نوشته شده توسط سعید سراوکی در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 23:10 | لینک ثابت |


نشانگرهایDNA

معرفی انواع نشانگرها : DNA يتاریخچه، متدولوژی، کاربردها

تاريخچه RFLP
RFLP‌‌‌‌
اولين‌ بار در سال‌ 1974 به‌ عنوان‌ يك‌ ماركر ژنتيكي‌ توسطGrodzicker ‌ و همكاران براي‌ تعيين‌ جهش‌ در ويروس‌ به‌ كار گرفته‌ شد. استفاده‌ ازRFLPبه‌ عنوان‌ ماركر بيماري‌ ژنتيكي‌اولين‌ بار توسطKon ‌و Dozy (1974) براي‌ آناليز بيماري‌ كم‌ خوني‌ داسي‌ شكل‌ به‌ كار گرفته‌ شد.Botstein و همكاران‌ 1980تئوري‌ پايه‌ اين‌ روش‌ را براي‌ نقشه‌يابي‌ ژنهاي‌ مرتبط‌ با بيماري‌ درانسان‌ مطرح‌ كردند. Southern روش‌ انتقال‌ الگويDNA ‌ و پروب‌ (كاوشگر) از ژل‌ به‌غشاء نيتروسلولزي‌ درRFLPرا ابداع‌ كرد.
Backman‌‌‌‌ (1986)
براي‌ اولين‌ بار استفاده‌ از اين‌ نشانگر را مطرح‌ نمود. كاربردهاي‌ مهم همچون‌ نقشه‌يابي‌ و دستكاري‌ مكانهاي‌ ژنهاي‌ كنترل‌ كننده‌ صفات‌ كمي‌ با استفاده‌ ازRFLPدر سال‌1983 توسطBackman‌ وSoller بيان‌ گرديد. با گسترش‌ كاربرد اين‌ نشانگر قدرتمند چند ژن‌ يا ژنوم‌آناليز شدند تعدادي‌ از گونه‌هاي‌ دام‌ چون‌ گاو، گوسفند، بز، اسب، خوك‌ و جوجه‌ نيز با استفاده‌ از اين‌نشانگر آناليز شدند .

كليات‌ تكنيك‌:
‌‌‌‌مشخص‌ شده‌ است‌ كه‌ ژنوم‌ موجودات‌ به‌ طور طبيعي‌ داراي‌ تفاوتهائي‌ در رديف‌ بازهاي‌ خطي مي‌باشند اين‌ تغييرات‌ طبيعي‌ كه‌ سبب‌ گوناگوني‌ در افراد يك‌ جمعيت‌ مي‌شود چند شكلي‌ ژنتيكي‌نام‌ دارد. اگر اين‌ چند شكلي‌ در رديف‌ بازهايDNA ‌ در جايگاه‌ شناسائي‌ آنزيم‌ محدودكننده‌ ايجادشده‌ باشند به‌ راحتي‌ قابل‌ رديابي‌ استRFLP . وجود الگوهاي‌ غيريكسان‌ است‌ كه‌ بر اثر هضم‌آنزيمي‌ يك‌ ناحيهِ خاص‌ ازDNA بوسيلهِ آنزيمهاي‌ محدود كننده‌ مشخص‌ مي‌شود. اين‌ الگوهاي‌غيريكسان‌ به‌ علت‌ تفاوتDNA ‌ بسته‌ به‌ حضور يا عدم‌ حضور جايگاه‌ آنزيمهاي‌ محدود كننده‌بوجود مي‌آيد اين‌ الگوها را به‌ دو شكل‌ مي‌توان‌ مشخص‌ كرد .
-
هضم‌ آنزيمي‌ و سپس‌ الكتروفوز و استفاده‌ از لكه‌گذاري‌ ساترن

PCR
فطعه‌ مورد نظر و هضم‌ آنزيميRFLP‌‌‌‌ مستقيما روي‌ تظاهر ژن‌ از طريق‌ تغيير در شكل‌گيريmRNA ‌و ميزان‌ و تعداد نسخه‌برداري‌ تاثير مي‌گذارد.

آنزيمهاي‌ محدودگر:
‌‌‌‌آنزيمهاي‌ برشي‌ دسته‌اي‌ از آنزيمهاي‌ آندو نوكلئاز به‌ شمار مي‌روند كه‌ يك‌ رديف‌ اختصاصي از بازها را در درون‌ مولكولDNA ‌ دو رشته‌اي‌ شناسائي‌ مي‌كنند .
‌‌‌‌در سال‌ 1970 سويه‌هاي‌ معيني‌ از باكتري‌ كه‌ قادرندDNA خارجي‌ را كه‌ وارد سلول‌ آن شده‌ تجزيه‌ كنند، كشف‌ گرديد. چون‌ با اين‌ آنزيمها، سويه‌هاي‌ ويژه‌اي‌ از باكتري‌ قادر بودند كه‌ آلوده‌كنندگي‌ فاژ يا ويروس‌ را كاهش‌ دهند و در واقع‌ زمان‌ ميزباني‌ باكتري‌ را محدود كنند به‌ اسم‌ آنزيم‌محدودگر ناميده‌ مي‌شذتد. به‌ دليل‌ اهميت‌ اين‌ پديده‌ و نقش‌ كليدي‌ آن‌ در پيشرفت‌ ملكولي‌ كاشفين‌اين‌ آنزيمهاي‌ محدودگر سه‌ نفر به‌ اسم‌ آلبر(Albet) )، اسميتSmith)) ‌)، ناتنز (Nathan)بودند كه‌ موفق‌ به‌ دريافت‌ جايزهِ نوبل‌ شدند ‌‌‌‌در بيشتر مواقع‌ توالي‌ شناخته‌ شده‌ اين‌ آنزيمها يك‌ پاليندروم‌ است‌ كه‌ معمولاإ شامل‌ چهار شش‌ جفت‌ باز داراي‌ تقارن‌ دو طرفي‌ است، يعني‌ از چپ‌ و راست‌ به‌ يك‌ صورت‌ خوانده‌ مي‌شود
.
‌‌‌‌زماني‌ كه‌ يك‌ آنزيم‌ برشي‌ بهDNA ‌ اضافه‌ مي‌شودDNA از بسياري‌ از مكانها كه‌ از آنها قبلاعنوان‌ سايت‌ برشي‌ ياد شد، شكاف‌ برمي‌دارد و در اصط‌لاح‌ هضم‌ مي‌شود. حاصل‌ فرآيند هضم،تعدادي‌ قطعه‌ است، در ذيل‌ چند مثال‌ از آنزيمهاي‌ برشي‌ آورده‌ شده‌ است
:
‌‌‌‌در روشRFLP ‌ ابتدا نمونه‌اي‌ ازDNAرا با يكنوع‌ آنزيم‌ برشي، هضم‌ مي‌كنند كه‌ در نتيجه تعداد زيادي‌ قطعه‌ با طول‌ متفاوت‌ بدست‌ مي‌آيد، سپس‌ اين‌ قطعات‌ با استفاده‌ از ژل‌ آگارز ازهمديگر جدا مي‌شوند شناسائي‌ وتشخيص‌ يك‌ قطعه‌خاص‌ با استفاده‌ از كاوشگرها امكانپذير است‌كه‌ اين‌ عمل‌ با استفاده‌ از تكنيك‌ ديگري‌ تحت‌ عنوان‌ لكه‌گذاري‌ ساترن صورت‌ مي‌گيرد
.

پروب‌ يا كاوشگر:
‌‌‌‌قطعهِ خاصي‌ ازDNAرا كه‌ متعلق‌ به‌ توالي‌ از يك‌ ژن‌ خاص‌ ياcDNA مي‌باشد، بوسيله آنزيمهاي‌ برشي‌ خاص‌ هضم‌ و قطعات‌ حاصل‌ در حاملهايي‌ پلاسميد كه‌ توسط‌ همان‌ آنزيم‌محدودگر برش‌ داده‌ شده‌اند جاگذاري‌ مي‌شود. اين‌ پلاسميدها جهت‌ تكثير و نگهداري‌ به‌ باكتريهاي‌آزمايشگاهي‌ كه‌ اغلب‌ اشريشا كلي‌ هستند منتقل‌ مي‌شوند. كلونهاي‌ ياد شده‌ توسط‌ راديو ايزوتوپها يامواد شيميايي‌ چون‌ بيوتين‌ نشاندار مي‌شود. در صورت‌ وجود همگني‌ رديف‌ بازي‌ مشابه‌ بين‌ پروب‌وDNA هضم‌ شده‌ اتصال‌ بين‌ اين‌ دو برقرار خواهد گرديد.

لكه‌گذاريSouthern‌‌ ‌:
‌‌‌‌براي‌ انجام‌ عمل‌ هيبرايداسيون‌ لازم‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر قطعه‌ كاوشگر، قطعاتDNA ‌هضم شده‌ نيز تك‌ رشته‌اي‌ شوند لذا ابتداDNA روي‌ ژل‌ آگارز كه‌ حاوي‌ قطعات‌ هضم‌ شده‌ است‌ درمحلولهاي‌ قليائي‌ مثل‌ اوره‌ يا فرمالدئيد يا هيدروكسيدسديم‌ تك‌رشته‌ مي‌نمايند. سپس‌ صفحه‌اي‌ ازغشاء نيترو سلولزي‌ را روي‌ قسمت‌ فوقاني‌ ژل‌ قرار داده‌ و روي‌ آن‌ غشاء مقداري‌ كاغذ جاذبه‌ الرطوبه‌مي‌گذارند محلول‌ بافر تانك‌ الكتروفوزر بوسيله‌ فشار اسمزي‌ كاغذ فوقاني‌ بالا كشيده‌ مي‌شود و حين‌عبور از ژل‌ به‌ غشاء نيترو سلولزي‌ كه‌ داراي‌ بار مثبت‌ است‌ منتقل‌ مي‌گردد. با تسهيل‌ عمل‌هيبريداسيون‌ بين‌ كاوشكر و قطعاتDNA ‌ هضم‌ شده‌ در معرض‌ پروب‌ نشاندار راديواكتيو در نقاطي‌كه‌ همولوژي‌ وجود دارد هيبريد مي‌گردد. قطعاتي‌ كه‌ هيبريداسيون‌ در آنها صورت‌ نگرفته‌ است‌ ازمحيط‌ شسته‌ مي‌شوند و سپس‌ از غشاي‌ نيترو سلولزي‌ در مجاورت‌ فيلم‌ عكاسي‌ اتوراديوگرافي‌بعمل‌ مي‌آيد پس‌ از ظهور و ثبوت‌ فيلم‌ قطعات‌ ويژه‌اي‌ ازDNA كه‌ با پروب‌ هيبريد هستند به‌صورت‌ يك‌ باند مرئي‌ ديده‌ مي‌شود شكل‌ زير مراحل‌ انجام‌ لكه‌گذاريSouthern ‌ را نشان‌ مي‌دهد.مزايايRFLP ‌ عبارت‌ است‌ از موارد زير مي‌باشد:
-
تحت‌ تاءثير محيط‌ نيست‌ و صددرصد ژنتيكي‌ است‌

-
همبارز است‌

-
تكرار پذيري‌ آن‌ بالاست‌

PCR-RFLP(PBR)
‌‌‌‌در روش‌ دومRFLP ‌، ابتدا قطعه‌ حاوي‌ جايگاه‌ چند شكلي‌ را با واكنش‌ زنجيرهِ پلي‌مراز واستفاده‌ از دو پرايمر مخصوص‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور طراحي‌ شده‌ تكثير مي‌نمايند و پس‌ از هضم‌آنزيمي، الكتروفوز مي‌كنند. درPBR جهشهائي‌ از نوع‌ نقطه‌اي‌ و حذف‌ و اضافه‌ كه‌ باعث‌ تغيير درسطح‌ قطعه‌ آنزيمي‌ مي‌گردند قابل‌ تشخيص‌ است‌ .

‌‌فرق‌ لكه‌گذاري‌ ساترن وPBR :
‌‌‌‌در RFLPساترن تنوعDNA‌در داخل‌ يك‌ منطقهKb ‌30 محصور توسط‌ پروب‌ تعيين مي‌گردد در حاليكه‌ درPBR تنوع‌ در داخل‌ منطقه‌اي‌ كه‌ از دو طرف‌ به‌ پرايمر ختم‌ شده‌ تعيين‌مي‌شود اين‌ ناحيه‌ معمولاKb2-0.5است. علاوه‌ بر اين‌ درPBRمزايائي‌ چون‌ سادگي، سرعت‌زياد، عدم‌ نياز به‌ مواد راديواكتيو و تكرارپذيري‌ بالا مطرح‌ مي‌باشد
‌‌‌‌ميزان‌ پلي‌مورفيسم‌ و تعداد آللها درPBR كمترازRFLPساترن مي‌باشد عباسي‌ (1376)نشانگرPBRبراي‌ تشخيص‌ پلي‌مورفيسم‌ در ژن‌ هورمون‌ رشد گاوهاي‌ هلشتاين‌ استفاده‌كرد Aggrey‌‌‌‌و همكاران‌  1999 از ماركرPBR براي‌ تشخيص‌ پلي‌ مورفيسم‌ در ناحيهِ مجاور ژن‌ گيرنده‌ هورمون‌ رشد در گاوهاي‌ هلشتاين‌ كانادا استفاده‌ نمودند و الگوهاي‌ باندي‌ مختلفي‌ را درروي‌ ژل‌ مشخص‌ نمودند


PCR-SSCP
‌‌‌‌اين‌ روش‌ در سال‌ 9891 ابداع‌ شد. زماني‌ كهDNA‌دو رشته‌اي‌ در روي‌ ژل‌ الكتروفوز حركت داده‌ مي‌شود. حركتDNA ‌ به‌ اندازه‌ قطعه‌ بستگي‌ دارد بطوريكه‌ مولكولهاي‌ كوچك‌ از منافذ ژل‌ به‌آساني‌ عبور مي‌كنند. در الكتروفوزSSCPابتدا از يك‌ مادهِ دناتوره‌ كننده‌ (واسرشت‌ كننده) مانند اوره‌براي‌ تبديلDNA ‌ دو رشته‌اي‌ به‌ تك‌ رشته‌اي‌ استفاده‌ مي‌شود.
‌‌‌‌در هنگام‌ راندنDNA ‌ تك‌ رشته‌ در ژل، اثر متقابل‌ داخل‌ مولكولي‌ روي‌ مي‌دهد. به‌ عبارت ديگرDNA رشته‌ قادر است‌ در بخشهائي‌ با خود باند تشكيل‌ دهد بنابراين‌ حركت‌ مولكولها دراين‌ حالت‌ بيشتر به‌ ساختار مولكوليDNA‌ تك‌ رشته‌ نيز وابسته‌ است‌ (ساختمان‌ سوم
)
‌‌‌‌ساختمان‌ سوم‌ در قطعه‌ تك‌ رشته‌ وابسته‌ به‌ توالي‌ كل‌ قطعه‌ است‌ اگر جهش‌ در تواليA ‌ رخ‌ دهد ساختار قطعه‌ تغيير مي‌يابد. اگر پلي‌ مورفيسم‌ در قسمت‌ آغازين‌ محصولPCR ‌ باشدشناسائي‌ آن‌ باSSCP بسيار راحت‌تر است
.

PCR-DGGE
DGGE‌‌‌‌
يكي‌ از روشهاي‌ مناسب‌ براي‌ آشكار سازي‌ جهشها است. اين‌ روش‌ بررسي فرآورده‌هاي‌ زنجيره‌ پلي‌مراز صورت‌ مي‌گيرد. در صورتيكه‌ قطعات‌ رشتهDNA ‌در يك‌ نوكلئوتيد باهم‌ متفاوت‌ باشند، الگوي‌ واسرشت‌ شده‌ متفاوتي‌ را نشان‌ مي‌دهند. در اين‌ روش‌ دو نمونهDNA ‌ دردو ستون‌ جداگانه‌ از يك‌ ژل‌ پلي‌اكريلاميد كه‌ داراي‌ نسبتي‌ از غلظت‌ ماده‌ واسرشت‌ كننده‌ (معمولافرماميد) است، مورد الكتروفورز قرار مي‌گيرد. وقتي‌ مولكولها به‌ سطح‌ بحراني‌ دناتوره‌ مي‌رسند، دورشتهDNA ‌ شروع‌ به‌ جدا شدن‌ مي‌كنند در اين‌ حالت‌ كاهش‌ معني‌داري‌ در حركت‌ قطعات‌ ايجادمي‌شود. اين‌ نقطه‌ به‌ عنوان‌ نقطه‌ ذوب‌ عمل‌ مي‌كند و باعث‌ تاءخير در حركت‌ مولكولDNA ‌ جهش‌يافته‌ نسبت‌ به‌ فرم‌ وحشي‌ مي‌گردد
DGGE‌‌‌‌
به‌ مواد راديواكتيو و مواد شيميائي‌ سمي‌ احتياج‌ ندارد ولي‌ ابزار پيشرفته‌مي‌خواهد درصد تعيين‌ موتاسيون‌ در اين‌ روش‌ خيلي‌ نزديك‌ به‌ 100% است. نوع‌ مشابه‌اي‌ از اين‌روشTGGEمي‌باشد كه‌ در آن‌ از حرارت‌ بجاي‌ غلظت‌ مواد شيميائي‌ در ژل‌ استفاده‌ مي‌شود. شكلهاي‌ پيوست‌ چگونگي‌ انجام‌ تكنيكDGGE ‌ را نشان‌ مي‌دهد.‌‌‌‌بهترين‌ طول‌ قطعات‌ برايDGGE ‌بينbp ‌150-1500مي‌باشد. براي‌ واسرشت‌ شدن‌ كامل قطعات‌ حاصل‌ از زنجيرهِ پلي‌مراز از يك‌ ناحيه‌ حاوي‌ بالاترين‌ دماي‌ ذوب‌ مصنوعي‌ به‌ نام‌GC-clamp استفاده‌ مي‌شود نمونه‌اي‌ از استفاده‌ از ماركرDGGEراي‌ يافتن‌ پلي‌ مورفيسم‌ دراگزون‌ ده‌ گيرندهِ هورمون‌ رشد توسط‌ جيGe و
همكاران‌ (1999) انجام‌ شده‌ است‌

PCR-ARMS
‌‌‌‌روشARMS ‌ روش‌ سريعي‌ براي‌ تعيين‌ جهشهاي‌ نقطه‌اي‌ و حذف‌ و اضافه‌ها است. اين‌ روش‌ اولين‌ بار توسطNewton ‌ و)Groham 1994 (براي‌ آناليز بازهاي‌ متفاوت‌ دروالدين‌ حاوي‌ كمبود آنتي‌ترپيسين‌ و همچنين‌ براي‌ تشخيص‌ والدين‌ ناقل‌ بيماري‌ سيستيك‌فيبروزيس‌ و بتاتالاسمي‌ بكار گرفته‌ شد.
‌‌‌‌اين‌ تكنيك‌ براساس‌ طراحي‌ پرايمرهاي‌ اختصاصي‌ آللها درPCRمي‌باشد. براي‌ تشخيص يك‌ جهش‌ ويژه، دو پرايمر كنترل‌ در نزديكي‌ محل‌ موتاسيون‌ براي‌ اطمينان‌ از عمل‌ صحيحPCR ‌ طراحي‌ مي‌شود. براي‌ تكثير منطقهِ حاوي‌ جهش‌ نيز يك‌ پرايمر مشترك‌ براي‌ الل‌ موتانت‌ و وحشي‌طراحي‌مي‌گردد. دو پرايمر باقي‌ مانده‌ همان‌ پرايمرهايARMS‌ مي‌باشد كه‌ باز َ3 آنها به‌ترتيب‌ مكمل‌ توالي‌ الل‌ موتانت‌ و الل‌ وحشي‌ هستند. چنانچه‌ پرايمرARMSداراي‌ َ3 مكملDNA ‌الگو بود، همراه‌ با پرايمر مشترك‌ قطعه‌ ما بين‌ دو پرايمر تكثير مي‌گردد و ما در روي‌ ژل‌ دو باند رامشاهده‌ مي‌نمائيم
.
‌‌‌‌اگر پرايمرARMSداراي‌ َ3 مكملDNA ‌ الگو نبود، فقط‌ يك‌ باند در روي‌ ژل‌ كه‌ حاصل‌ تكثيرمنطقه‌ بين‌ دو پرايمر كنترل‌ مي‌باشد، مشاهده‌ مي‌گردد. زيرا انتهاي‌ َ3 ناجور جفت‌ شدگي‌ دارد وباعث‌ جلوگيري‌ از عمل‌ پلي‌ مراز به‌ جهت‌ دور شدن‌ َ3 آغازگر ازDNA مي‌شود آقائي‌(1376) اولين‌ بار در ايران‌ از اين‌ نشانگر براي‌ شناسائي‌ جهشهاي‌ ژن‌ كاپاكازئين‌ در گاوهاي‌ بومي‌ايران‌ استفاده‌ نمودند

AFLP
Zabeau‌‌‌‌
و همكاران-‌ 1993روش‌ جديدي‌ را تحت‌ عنوان‌ تكثير قطعات‌ برش‌ يافتهِ انتخاب ابداع‌ كردند كه‌ حاصل‌ آنAFLP ‌است. اين‌ روش‌ تركيبي‌ ازPCR وRFLPمي‌باشد. درسال‌1995،Vosو همكاران‌ از اين‌ روش‌ براي‌ انگشت‌ نگاري‌ ژنومهائي‌ كه‌ از لحاظ‌ چند شكلي‌ در طول‌قطعات‌ حاصل‌ از هضم، بسيار بهم‌ نزديك‌ بودند استفاده‌ نمودند.

مزايايAFLP ‌:
نياز به‌ پروب‌ ندارد
دماي‌ اتصال‌ پرايمر به‌ الگو بسيار بالاست‌
معمولا غالب‌ است‌ و زماني‌ همبارز است‌ كه‌ سايت‌ برشي‌ پلي‌ مورفيك‌ كاملا داخل‌ قطعه‌باشد .

ريزماهواره‌ها:
‌‌‌‌واژه‌ ريزماهوار در سال‌ 1985 بوسيلهJeffery ‌ مطرح‌ گرديد و مفهوم‌ آن‌ تواليهاي‌ كوتاه‌ تكرارشونده‌ در ژنوم‌ موجودات‌ مي‌باشد. ريزماهواره‌ها توزيع‌ وسيعي‌ را در اكثر گونه‌هاي‌ مهره‌داران‌ به‌خود اختصاص‌ داده‌اند معمولترين‌ تكرارها در ژنوم‌ پستانداران، تكرارهاي‌ دو نوكلئوتيدي‌CA)n و(CT)n وdG - dT)n ) مي‌باشد.
‌‌‌‌تعداد باز موجود در هر رديف‌ تكرار شونده‌ ممكن‌ است‌ دو، سه، چهار يا حتي‌ بيشتر با براي‌ طراحي‌ پرايمر از خود اين‌ نوكلئوتيدهاي‌ تكراري‌ استفاده‌ مي‌شود
.
‌‌‌‌كاربرد ميكروساتليتها به‌ عنوان‌ آغازگر اولين‌ بار توسط‌ ليكفدت‌ و همكاران‌ بحث‌ شده‌ است چون‌ ميكروساتليت‌ها چند شكلي‌ بالائي‌ دارند مي‌توانند به‌ آساني‌ درPCRرديابي‌ شوند. ‌‌‌‌نقشه‌يابي‌ ژن‌ با اين‌ ماركر در گونه‌هائي‌ مانند گاو كه‌ بيش‌ از 400ميكروساتليت‌ شناخته‌ شدهدارد، سريعتر صورت‌ خواهد گرفت‌ ‌‌در حالي‌ كه‌ هر دو الل‌ يك‌ مكان‌ ژني‌ را مي‌توان‌ باRFLPمورد تجزيه‌ قرار داد، در ميكروساتليت‌بندرت‌ مي‌توان‌ تعيين‌ كرد يك‌ قطعه‌ خاص‌ در حالت‌ هموزيگوت‌ يا هتروزيگوت‌ بوجود آمده‌ است
.
از ميكروساتليت‌ براي‌ كشف‌ اشتباهات‌ موجود در ثبت‌ والدين‌ براي‌ نتاج‌ در مراكز اصلاح‌ نژاداستفاده‌ مي‌شود و در پيش‌بيني‌ ارزشها اصلاحي‌ بكار گرفته‌ مي‌شود. بعضي‌ از مشكلات‌ استفاده‌ ازماهواركها به‌ شرح‌ زير است
.
‌‌‌‌عمليات‌ شناسائي‌ ريز ماهواره‌ها، تعيين‌ توالي‌ بازي‌ آنها و طراحي‌ و ساخت‌ آغازگرها

تهيه‌ نقشه‌ ژنتيكي‌ بسيار پيچيده‌ بوده‌ و مستلزم‌ صرف‌ وقت‌ و هزينه‌ فوق‌العاده‌ است.
‌‌‌‌به‌ علت‌ پلي‌مورفيسم‌ زيادتر از حد ريز ماهواره‌ها كاربرد آنها فقط‌ در رده‌بندي‌هاي‌ درون گونه‌اي‌ پيشنهاد مي‌گردد Lucy و همكاران‌ (1998) از اين‌ ماركر براي‌ بررسي‌ پلي‌مورفيسم‌ در ناحيه‌ پيش‌بر(پروموتور) ژن‌ گيرندهِ هورمون‌ رشد استفاده‌ نمودند.

STS وALP :
‌‌‌‌وجود اختلاف‌ در اندازهِ قطعات‌ حاصل‌ ازPCR كه‌ در آن‌ دو پرايمر هدفمند از توالي‌ ژن بكار رفته‌ است‌ راALP گويند. اين‌ اختلاف‌ بيانگر وقوع‌ پديده‌ حذف‌ يا اضافه‌ شدن‌ اين‌ نشانگراست‌ كه‌ اولين‌ بار بوسيله Olson ‌(1989) مطرح‌ گرديد.‌‌‌‌براي‌ مشاهده‌ پلي‌ مورفيسم‌ از نوع‌ حذف‌ و اضافه‌ در ALP لازم‌ است‌ كه‌ حداقل‌ 10 جفت‌ بازدر اين‌ نوع‌ جهش‌ شركت‌ داشته‌ باشند.

نشانگرRAPD :
‌‌‌‌در سال‌ 1990 دو گروه‌ تحقيقاتي‌ همزمان‌ روشي‌ را براي‌ سنجش‌ ميزان‌ چند شكلي ابداع‌ كردند يك‌ گروه‌ در شركت‌ دوپونت كه‌ روش‌ خود راRAPD ناميدند و گروه‌ ديگر در موِسسه‌تحقيقات‌ زيست‌ شناسي‌ كاليفرنيا كه‌ روش‌ خود را واكنش‌ زنجيرهِ پلي‌ مراز با پرايمر تصادفي‌Arbitrarily Primed PCR ناميدند.‌‌‌‌در اين‌ روش‌ يك‌ آغازگر چند نوكلئوتيدي‌ كوتاه‌ كه‌ بطور تصادفي‌ از تواليهاي‌ بازيA ‌ انتخاب‌ شده‌ است‌ در مجاور ساير مواد لازم‌ براي‌ تكثير درPCR قرار مي‌گيرد. در اين‌ تكنيك‌ چندشكلي‌هايDNA ‌ يا از اختلافات‌ موجود در تواليDNA ‌ در مكانهاي‌ اتصال‌ آغازگر يا از طريق‌دگرگونيهائي‌ كه‌ در اثر اضافه‌ شدن‌ و حذف‌ و انورسيون‌ در نواحي‌ تكثير شده‌ روي‌ داده‌ است‌مشاهده‌ مي‌گردد.‌‌‌‌‌‌اگر مكانهاي‌ اتصال‌ آغازگر روي‌ دو رشته‌ الگو، در فاصلهِ مناسبي‌ قرار گرفته‌ باشند،DNA پليمراز قادر به‌ طي‌ كردن‌ فاصله‌ دو پرايمر اتصالي‌ خواهد بود. در اين‌ روش‌ بطور كلي‌ ازآغازگرهائي‌ با طول‌ 9-10نوكلئوتيد با حداقل‌ محتواي‌ 50 GC%استفاده‌ مي‌شود.
‌‌‌‌ماركرRAPDيك‌ ماركر غالب‌ است‌ و در آن‌ ژنوتيپ‌ افراد هتروزيگوت‌ رانمي‌توان‌ تشخيص داد. اين‌ مسئله‌ باعث‌ كم‌ ارزش‌ شدن‌ آن‌ درF2شده‌ است‌ ‌‌‌‌كاربردRAPDدرگونه‌هاي‌ پستاندار محدوداست‌ وكمتر درمطالعات‌ حيواني‌ استفاده‌ مي‌شودعلاوه‌بر غالبيت، دماي‌ اتصال‌ پايين‌ به‌ علت‌ كوتاهي‌ پرايمرها احتمال‌ وقوع‌ اتصالات‌ اشتباهي‌ را بالامي‌برد. ميرحسيني‌ و همكاران‌ (1374) از ماركرRAPDبراي‌ تعيين‌ چند شكلي‌ در لاين‌هاي‌ كرم‌ابريشم‌ ايران‌ استفاده‌نمود

‌‌‌‌آزادي‌ (1378) با استفاده‌ از اين‌ ماركر فاصله‌ ژنتيكي‌ پنج‌ نژاد گوسفند ايراني‌ را بررسي كرد (3). ولي‌الهي‌ و همكاران‌ (1379) ازماركرRAPD اولين‌ بار براي‌ مطالعه‌ گونه‌اي‌ برخي‌ باربوس‌ماهيان‌ ايران‌ استفاده‌ نمودند.

DAF
‌‌‌‌در سال‌ 1991 اين‌ تكنيك‌ توسطCaetano-Anolles ‌ پيشنهاد شده‌ است. اين‌ نشانگر از نظراصول‌ مشابه‌ با روشRAPD ‌ مي‌باشد و تفاوتهاي‌ آن‌ با روشRAPD ‌ در طول‌ آغازگر، سيكل‌حرارت‌ مورد استفاده‌ درPCR ، نوع‌ ژل‌ و رنگ‌ آميزي‌ مي‌باشد.

SCAR
Michelmore‌‌‌‌
و همكاران‌ (1993) نوع‌ جديدي‌ از نشانگرهاي‌ مولكولي‌ را كه‌ از روش RAPD مشتق‌ شده‌ بود و مشكلات‌ مربوط‌ به‌ آنها را نداشت‌ ابداع‌ نمودند.‌‌‌‌در اين‌ روش‌ قطعات‌ حاصل‌ ازRAPDرا كلون‌ و تعيين‌ توالي‌ مي‌كنند و در مرحله‌ بعد آغاز24وكلئوتيدي‌ را كه‌ مكمل‌ انتهاي‌ قطعهِ توالي‌ يابي‌ شده‌ مي‌باشد را طراحي‌ مي‌نمايند. وقتي‌ اين‌آغازگر باDNA الگوي‌ اصلي‌ درPCRبه‌ كار رود يك‌ مقرر ژني‌ كه‌ اصط‌لاحاإ اسكار(SCAR)ناميده‌مي‌شود تكثير مي‌شود

منبع : كتاب مهندسي ژنتيك، ترجمه دكتر منصور مشرقي و پرهام جبارزاده


نوشته شده توسط سعید سراوکی در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 22:52 | لینک ثابت |


چشمهای رنگی در عکس

تا حالا براي‌اتان اتفاق افتاده كه از عكس‌هاي خانوادگي خود ناراضي باشيد، به اين علت كه چشمانتان در عكس قرمز رنگ شده است؟ اين در خيلي از عكس‌هاي غيرحرفه‌اي اتفاق مي‌افتد.

رنگ قرمز چشم در عكس‌ها در واقع بازتاب تابش نور فلاش بر مويرگ‌هاي خوني شبكيه‌ي چشم است. افرادي كه رنگ چشم تيره دارند به‌علت داشتن رنگ‌دانه‌هاي بيش‌تر و تيره‌تر، اين اثر را تا حدودي خنثي مي‌كنند. اما گويا افراد چشم روشن؛ از عكس‌هاي خود چندان راضي نيستند.

اما بشنويد از سگ‌ها و گربه‌ها كه بازتاب رنگ چشم آن‌ها در عكس‌هاي غيرحرفه‌اي آبي است.سگ‌ها  گربه‌ها و خيلي از مهره‌داران ديگر در چشم خود لايه‌ي ديگري دارند به‌نام تپيتوم (Tapetum) كه در زير شبكيه قرار گرفته است.
هنگامي كه بازتاب نور اشيا از شبكيه عبور مي‌كند، به تپيتوم برخورد مي‌كند و دوباره به شبكيه تابيده مي‌شود. اين سبب مي‌شود كه تحريك شبكيه دو بار صورت گيرد.

اين خاصيت به چشم كمك مي‌كند كه در شب ديد خوبي داشته باشد. لايه‌ي تپيتوم در جانوران مختلف رنگ‌هاي مختلفي دارد. در بيش‌تر سگ‌ها و گربه‌ها اين لايه به‌رنگ آبي است. انعكاس آبي و يا سبز رنگ چشم اين حيوانات در عكس‌‌ها در واقع بازتاب رنگ تپيتوم آن‌ها است.


نوشته شده توسط سعید سراوکی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 22:15 | لینک ثابت |


ساختمان ستون فقرات
استخوان بندی تنه مهره‌داران ، شامل ستون فقرات و قفسه سینه است. ستون فقرات (Vertebral Column) ، محور مرکزی بدن را تشکیل داده و در عقب ناحیه تنه و در خط وسط قرار گرفته و از قاعده جمجمه (Skull) شروع شده و در تمامی گردن و طول تنه امتداد دارد.

اطلاعات اولیه :

تصویر

استخوانها و مفاصل ، روی هم اسکلت بدن را تشکیل داده و با کمک عضلات ، باعث ایجاد حرکت می‌شوند. استخوانها نوعی بافت همبند متراکم می‌باشند که سلولها و رشته‌های آن در ماده زمینه‌ای کلسیفیه شده‌ای به‌نام ماتریکس محصور شده‌اند. استخوان از مواد آلی و مواد معدنی تشکیل شده است. مواد آلی تقریبا 3/1 وزن استخوان را تشکیل داده و شبکه‌ای با خاصیت ارتجاعی در درون استخوان تشکیل می‌دهند. 3/2 باقیمانده ، از مواد معدنی از قبیل کلسیم و فسفر تشکیل یافته و سختی استخوان را باعث می‌شوند. استخوانها در بدن وظایف متعددی را بر عهده دارند.

ستون فقرات تکیه گاه محکم بدن است و بار سنگین سر ، دستها و تنه را که تقریبا 3/2 وزن تمام بدن است تحمل می‌کند. نخاع و ریشه‌هایی که از آن جدا می‌شوند طوری در داخل مهره‌ها قرار گرفته‌اند که هنگام حرکات طبیعی ستون فقرات هیچگونه آسیبی نمی‌بینند. به ناحیه پشتی ستون فقرات 12 دنده متصل می‌گردد که مانند دو چنگک از راست و چپ تا دور قلب ، ریه‌ها و قسمتی از اعضای درون شکم را فرا گرفته و آنها را حفاظت می‌کند.

فیزیولوژی ستون فقرات :

ستون مهره‌ها از 26 مهره استخوانی تشکیل شده است. این مهره‌ها طوری به هم وصل شده‌اند که یک ستون استخوانی را درست کرده اند. در داخل هر کدام از مهره‌ها سوراخ بزرگی وجود دارد. این سوراخها در طول ستون مهره‌ها مجرایی را تشکیل می‌دهند که نخاع ، یعنی طنابی که از مغز جدا می‌شود در داخل آن قرار گرفته است. اتصال مهره‌ها به یکدیگر بسیار دقیق است و آن چنان استحکامی به ستون مهره‌ها می‌دهد که وزن بدن را به راحتی تحمل می‌کند و به چپ و راست؛ جلو و عقب نیز خم می‌شود، و در همین حال نخاع را که ساختمان عصبی بسیار ظریف و مهمی است، در داخل خود محافظت می‌کند.

وقتی به ستون مهره‌ها از روبرو و یا از پشت نگاه می‌کنیم کاملا مستقیم است، یعنی هیچ انحرافی به اطراف ندارد؛ ولی وقتی از پهلو به آن نگاه می‌کنیم در آن پیچ و خم دیده می‌شود، یعنی در قسمت گردن و کمر به طرف داخل بدن فرو رفته و در ناحیه پشت و لگن برجسته است. این وضعیت باعث می‌شود که ستون مهره‌ها وزن بدن را خیلی بهتر تحمل کند و در عین حال، در موقع ایستادن انسان بتواند کنترل بدن خود را حفظ کند. ستون مهره‌ها در ناحیه گردن از 7 مهره ، در سینه از 12 مهره در قسمت کمر از 5 مهره و در ناحیه لگن از 2 مهره ، یعنی مهره‌های خاجی و دنبلانچه ، درست شده است.

تصویر

سیر تحولی ساختار ستون فقرات در جانوران :

جانوران دو گروه هستند: بی‌مهره‌گان (Invertebrate) و طنابداران (Chordata). طنابدارن خود شامل 2 گروه هستند: طنابداران اولیه و طنابداران عالی یا مهره‌داران (Vertebrate).

ستون فقرات در طنابدارن اولیه :

نوتوکورد یک میله اسکلتی اولیه است که در سطح پشتی طنابداران اولیه ظاهر شده و از صفحات پهن شده‌ای تشکیل شده است که شامل سلومهای بزرگ است. این سلوم ترشحات ژلاتینی تولید می‌کنند که همانند غلافی در اطراف این سلومها قرار می‌گیرند و نوتوکورد حالت مقاوم پیدا می‌کند. به این ترتیب نوتوکورد به صورت میله باریک ، انعطاف پذیر ، نرم و مقاومی است که در قسمت پشتی جانور کشیده شده و شکل ابتدایی ستون فقرات را ایجاد می‌کند.

ستون فقرات در ماهیها :

نوتوکورد در مهره‌داران جای خود را به ستون فقرات غضروفی یا استخوانی می‌دهد. ستون فقرات که در ماهیهای غضروفی از جنس غضروف و در ماهیهای استخوانی از جنس استخوان است از مهره تشکیل شده است. هر مهره دارای یک جسم مهره‌ای است. در سطح پشتی هر مهره یک کمان عصبی دیده می‌شود. هر جسم مهره‌ای از 4 قطعه ساخته شده است که قطعات فوقانی کمانهای عصبی را ایجاد می‌کند. و قطعات پایین حامل دو جفت زایده هستند که دنده‌ها را ایجاد می‌کنند.

ستون فقرات در دوزیستان :

در دوزیستان ستون فقرات از مهره‌های جدا از هم تشکیل شده‌اند. مناطق مختلف در ستون مهره‌هایشان متمایز شده است. شامل مهره‌های گردن ، پشت ، ناحیه کمری ، ناحیه خاجی و ناحیه دمی. در ناحیه گردن فقط یک مهره به نام "اطلس" وجود دارد.

ستون فقرات در خزندگان و پرندگان :

در خزندگان ، اسکلت طرح عمومی مشابه دوزیستان را دارد. ناحیه گردن توسعه یافته و دارای دو تا مهره گردن به نام اطلس و آسه است. اتصال مهره‌های ستون فقرات طوری است که بتواند وزن سنگین جانور را تحمل کند. در پرندگان ، ساختار ستون فقرات نسبت به خزندگان تغییر زیادی نکرده است.

ستون فقرات درپستانداران :

در پستاندارن به خصوص انسان ، ستون فقرات بسیار تحول یافته است. که شامل 7 مهره گردنی ، 12 مهره پشتی ، 5 مهره کمری ، یک استخوان دنبالچه و یک استخوان خاجی شده است.

تصویر

ساختمان ستون فقرات :

ستون فقرات یا ستون مهره‌ای یا "تیره پشت" یکی از مشخصات همه جانوران مهره‌دار است. ستون فقرات در انسان از 34 - 33 مهره استخوانی تشکیل یافته است که 24 عدد آنها آزاد و نسبت به یکدیگر متحرک هستند. 5 عدد آنها به هم متصل شده و استخوان خاجی را تشکیل می‌دهند. و 5 - 4 عدد از مهره‌ها نیز به یک قطعه استخوان به نام دنبالچه تبدیل شده‌اند. بنابراین تعداد مهره‌ها در افراد بالغ به 26 قطعه تبدیل می‌گردد.

شمارش مهره‌ها نیز از بالا به پایین صورت گرفته و از 5 قسمت تشکیل شده است: گردنی (Cervical) هفت مهره - پشتی یا سینه‌ای (Thoracic) دوازده مهره - کمری (Lumbar) پنج مهره - استخوان خاجی (Sacrum) یک مهره و استخوان دنبالچه‌ای (Coccygeal) یک مهره . طول ستون مهره‌ها در مردان 70 سانتیمتر و در زنان 60 سانتیمتر است و 4/1 طول یک ستون مهره‌ای رادیسکهای بین مهره‌ای تشکیل می‌دهند.

ساختمان یک مهره معمولی :

هر مهره از یک بخش قدامی (تنه) و یک بخش خلفی (قوس مهره‌ای) ساخته شده و سوراخ مهره‌ای در بین این دو بخش قرار دارد در مجموع هر مهره از قسمتهای زیر تشکیل شده است:

  • تنه مهره: دارای 5 سطح فوقانی ، تحتانی ، خلفی و طرفی است. سطح خلفی ، حد قدامی کانال نخاعی را می‌سازد و سطح فوقانی و تحتانی محل قرارگیری دیسک بین مهره‌هاست. تنه مهره در تحمل وزن بدن شرکت می‌نماید.
  • قوس مهره‌ای که از نخاع محافظت می‌کند و از قسمتهای زیر تشکیل شده است.
    یک جفت پایه (Pedicle) که قسمتهای قدامی طرفی قوس مهره‌ای را تشکیل می‌دهد.
    یک جفت تیغه (Laminae) که قسمتهای خلفی قوس مهره‌ای را بوجود می‌آورند.
    هفت زایده که شامل 4 زایده مفصلی (2 تا فوقانی و 2 تا تحتانی) ، دو زایده عرضی و یک زایده شوکی می‌باشد.
تصویر

مهره‌های آزاد :

مهره‌های آزاد شامل مهره‌های گردن ، مهره‌های پشت و مهره‌های کمری هستند. مهره‌های آزاد به استثنای مهره اول و دوم گردن ، دارای ساختمان مشابهی هستند. دو مهره اول گردن (مهره اطلس و مهره محوری) ، ساختمان خاص دارند. زیرا این دو باید ستون فقرات را با کاسه سر متصل سازند. مهره اول گردن به نام اطلس ، تنه ندارد و به جای آن یک قوس قدامی دیده می‌شود. در بالای این قوس از هر طرف یک حفره مفصلی برای دو برآمدگی استخوانی پس سری و در زیر آن دو زایده مفصلی برای اتصال به مهره دوم گردن (مهره محوری) وجود دارد. از تنه مهره دوم گردنی ، یک برآمدگی استخوانی به شکل دندان (زایده دندانی) به سمت بالا جدا می‌شود که با سطح درونی قوس قدامی اطلس دارای اتصالی مفصلی است.

استخوان خاجی (Sacrum) :

استخوان خاجی از 5 مهره که با یکدیگر جوش خورده‌اند، ساخته شده است. این استخوان جدار خلفی حفره لگن را تشکیل می‌دهد. شکل آن سه گوش و سطح قدامی آن قدری گود و سطح خلفی آن قدری برجسته است و از دو طرف به استخوان خاصره متصل می‌شود. اتصال استخوان خاجی با آخرین مهره کمر بوسیله دو زایده مفصلی فوقانی مهره‌ها صورت می‌گیرد.

استخوان دنبالچه (Coccygeal) :

این استخوان از 5 - 4 مهره کوچک به هم چسبیده تشکیل شده است که شکل مثلثی دارد و با رباطهای مفصلی به انتهای استخوان خاجی متصل است. دنبالچه در انسان ، منطبق با دم حیوانات پستاندار است که کوچک و بدون رشد مانده است.

مفاصل ستون فقرات :

مفصل بین استخوان پس سری و اولین مهره گردن ، حرکات سر را به پایین و بالا و راست و چپ ، ممکن می‌سازد. زایده دندانی مهره دوم گردن بوسیله یک رباط عرضی به سطح درونی قوس قدامی مهره اطلس متصل است که موجب حرکت و گردش سر می‌شود. در رفتگی این مفصل و پارگی رباط عرضی ، خطر فرو رفتن مهره دوم گردن به داخل نخاع و مرگ فوری را در بردارد.

قرصهای غضروفی :

اتصال مهره‌ها به یکدیگر بوسیله "قرصهای غضروفی" بین مهره‌ای و دو زایده مفصلی است. رباطهای سرتاسری و مشترک خلفی و قدامی باعث تحکیم آنها می‌گردد. تعداد قرصهای غضروفی بین مهره‌ای 23 عدد است. در ساختمان قسمت مرکزی این قرصهای غضروفی ، ماده ژلاتینی آبدار بکار رفته است. در نتیجه فشار و سنگینی وزن بدن روی قرصها ، آب ماده ژلاتینی آن به خارج فشرده شده، از ضخامت قرصها کاسته می‌شود. به این جهت است که شبها قد انسان پس از کار سنگین روزانه 2 سانتیمتر کوتاهتر می‌شود. قد انسان هنگام صبح ، پس از برخاستن از خواب ، بلندتر از دیگر مواقع روز است.

بیماریهای ستون فقرات :

تصویر

شکستگی ستون مهره‌ای :

شکستگی جسم مهره یا قوس خلفی آن اغلب با خونریزی و تغییر مکان قطعات شکسته همراه است و در نتیجه ممکن است نخاع فشرده و له شود و یا قطع گردد که ضایعات عصبی حسی و یا حرکتی بسیار مهمی را ایجاد می‌کند. اگر ضایعه له شدن و یا قطع نخاع در ارتفاع پشتی و یا کمری باشد، هر دو پا از حرکت می‌افتد، رفلکسها از بین می‌رود و فلج شل عارض می‌گردد، کار مثانه و مقعد مختل شده و ادرار خود به خود و قطره قطره از مثانه خارج می‌شود.

پس از مدتی ، تونوس از دست رفته عضلات (قدرت انقباض عضلات) مجددا بر‌می‌گردد و حتی از میزان طبیعی بیشتر می‌شود و اندام مربوطه به حال انقباض دائم درمی‌آید. خلاصه فلج شل و به فلج سخت تبدیل می‌شود. اگر ضایعه در ستون مهره‌ای گردن باشد علاوه بر عوارض نامبرده در بالا ، هر دو اندام فوقانی نیز کم و بیش دچار اختلالات حسی و حرکتی خواهد شد. شکستگی و یا دررفتگی مهره اول خطرناک است، زیرا ممکن است به مرکز تنفس صدمه رسانده ، موجب مرگ فوری مصدوم گردد.

تغییر شکل ستون مهره‌ای :

دانش آموزی که در کلاس درس ساعتها روی نیمکت می‌نشیند، عضلات او در حالت سستی و استراحت بوده و تنفس او سطحی است، هوای کلاس نیز به علت زیادی شاگردان خفه و اکسیژن آن کم است و در نتیجه کودکان ضعیف و راشیتیسمی با پشت خمیده ، سینه مسطح و شانه‌های پایین افتاده ، به مرور زمان قوز پیدا می‌کنند. در خمیدگی ستون مهره‌ای و آشکار شدن قوز ، بندها و رباطهای سمت تحدب ستون فقرات بخصوص رباط مهره‌ای مشترک خلفی کشیده می‌شود و برعکس رباط مهره‌ای مشترک قدامی کوتاه می‌شود. اگر بیماری باز هم پیشرفت کند، به مرور از مقاومت جسم مهره در محل فشار کم می‌شود. کمی مقاومت جسم مهره موجب فرو رفتن قسمتی از قرص غضروفی بین مهره‌ای در استخوان مهره می‌گردد.

منبع:دانشنامه رشد


نوشته شده توسط سعید سراوکی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 22:18 | لینک ثابت |


آندروفین و ورزش
يكى از تأثيرات ورزش، رهايى از افسردگى است. شما با ورزش ميزان و ترشح هورمونى به نام «Endorphins» را بالا مى بريد. اين هورمون كه مربوط به بافت عصبى است، توسط «هيپوتالاموس» ساخته مى شود و به كمك «هيپوفيز» به جريان خون وارد مى شود.

اما چگونه اندورفين باعث تغييرات خلق و خوى ما مى شود؟!

ـ همانطور كه ذكر شد، پس از ورزش اين هورمون توسط هيپوفيز وارد جريان خون مى شود.

ـ «اندورفين» وارد «اعصاب انتقال دهنده درد به مغز» مى شود.

ـ پس از آن به گيرنده هاى «تسكين دهنده درد» در «نورون» متصل مى شود. اين گيرنده ها مثل گيرنده هايى است كه داروهايى چون «مورفين» به آن اتصال پيدا مى كنند.

ـ «اندورفين» با تأثير بر روى «گيرنده هاى عصبى» مانع آزاد شدن مولكول هاى پيام رسان عصبى از پايانه عصب مى شود.
بنابراين هيچ پيام دردى به مغز نمى رسد. (به همين خاطر اين هورمون را بى حس كننده و تخفيف دهنده درد مى دانند).
همين اثر «اندورفين» بر بدن باعث حس خوشحالى و سرخوشى مى شود، درحالى كه درد را نيز كاهش مى دهد و فشارهاى عصبى را كم مى كند. با توجه به همين تأثير آن را مسكن طبيعى بدن مى نامند.

چگونه ورزش كردن باعث آزادسازى «اندورفين» مى شود؟

سطح بتا اندورفين خون (اين هورمون شامل ۴ نوع آلفا، گاما، سيگما و بتا است كه نوع اخير در زمان ورزش بالاترين ميزان را در پلاسماى خون دارد) در هنگام حركات ايروبيك (بيش از ۳۰ دقيقه پرداختن به حركات ورزشى) تا پنج برابر نسبت به زمان استراحت افزايش پيدا مى كند، البته اين نسبت از شخصى به شخصى ديگر با توجه به ميزان استمرار او در ورزش فرق مى كند.
جالب است بدانيد همان گونه كه بدن ما با مصرف مكرر داروهاى مسكن به نوعى مقاومت در مقابل آنها مى رسد و تحمل ما به اين مواد بالاتر مى رود وضعيت بدن و ميزان «اندورفين» هم تابع همين قانون است. هرچه بيشتر تمرين داشته باشيد و حركات ورزشى تان منظم تر و مرتب تر باشد، بدن شما به طور طبيعى در مقابل اين ماده مقاومت بيشترى نشان مى دهد و اينجاست كه بايد براى رسيدن به آن خوشحالى و سرخوشى شدت تمرينات را بالا ببريد تا بدن بتواند همان ميزان «اندورفين» را توليد كند.

خلاصه اينكه با كمى بالا پايين پريدن، دويدن، كوه پيمايى و... قادر خواهيم بود دوران جوانى و سرخوشى را طولانى تر كنيم.

مقاله ارسالی توسط:خانم مریم امینیان


نوشته شده توسط سعید سراوکی در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 21:52 | لینک ثابت |


مرفین واثر آن دربدن

مقدمه:

سیر تورنر در سال 1805 مرفین را از تریاک بدست آورد از دورن به عنوان استخراج کننده مرفین یاد شده است مرفین ماده موثر و جز اساسی تریاک بوده و 7 تا 14 درصد آنرا تشکیل می‌دهد این ماده به صورت گرد سفید یا کرم و گاهی قرمز آجری و مایع بدون رنگ وجود دارد طعم آن تلخ بویی تند و زننده دارد چنانچه مرفین را در آزمایشگاههای مجهز از تریاک بدست آورند بصورت پودر سفید رنگ است این ماده را به شکل قرص یا محلول در آب مقطر و گرد در اختیار معتادان قرار می‌دهند مرفین به صورت تجربی و غیر آزمایشگاهی نیز توسط معتادان تهیه می‌شود که رنگ آن کرم یا قرمز آجری یا قهوه‌ای روش است.

از نظر خواص فارماکولوژی مرفین نیز مانند سایر ترکیبات تریاک یا ماده تضعیف کننده سیستم عصبی مرکزی می‌باشد و مصرف عمده آن برای اهداف پزشکی است از مرفین ، هروئین و هیدرومرفین که مسکن قویتری نسبت به خود مرفین هستند بدست می‌آید. تقریبا 10 تا 15 در صد از ترشحات گیاه خشخاش را مرفین تشکیل می‌دهند.

اثرات مرفین بر سلسله اعصاب مرکزی :

مغز انسان که مرکز پیچیده‌ترین واکنشهاست تدریجا اکنده از تجربیاتی می‌گردد که وی را قادر به زیستن می‌کند ورود مرفین (یا هروئین) کار دستگاه اعصاب را در سطوح گوناگون تغییر می‌دهد و در صورتی که این تغییر تداوم یابد آن دستگاه را به بدکاری مرفین و دائمی سوق خواهد داد که نتیجه آن در زندگی فردی ، خانوادگی و اجتماعی شخص منعکس خواهد گشت، مرفین بر دستگاه عصبی اثری پیچیده گذاشته و بعضی نقاط را تحریک و عمل بعضی دیگر را متوقف می‌کند بطور کلی می‌توان گفت مرفین اثر متوقف کننده و فرد نشاننده بر دستگاه اعصاب دارد و با تظاهراتی چون آرام بخشی ، خواب آلودگی ، تسکین درد ، پایین آمدن درجه حرارت بدن ، اثر ضد استفراغ دیرس و اثر فرونشانندگی بر دستگاه تنفس از طریق مراکز عصبی اما در عین حال مرفین اثرات تحریکی نیز بر دستگاه اعصاب مرکزی دارد چون تهوع ، استفراغ زودرس ، تنگ شدن مردمک چشم ، و انقباض عضلات روده‌ها...

اثر ضد درد مرفین :

مرفین دارای اثر ضد درد ویژه‌ای می‌باشد و تمام مشتقات آن نیز اعم از مصنوع نیمه مصنوع دارای این اثر انتخابی می‌باشند. مثلا تصور کنیم که سوزنی را در پوست فرو بریم یا جسم داغی را روی پوست بگذاریم. شخص احساس درد می‌کند و همزمان چهره‌اش وضعیت عاطفی خاصی به خود می‌گیرد که این عمل مربوط است به تحریک پوستی بوسیله انتهاهای اعصاب منتشره در پوست گرفته شده و از طریق نخاع به مغز می‌رود و در آنجا در نقاط بخصوصی با سایر نقاط مغز که بنحوی عواطف فرد را کنترل می‌کنند مرتبط می‌گردد.

این تحریک موجب بروز حالت عاطفی خاصی می‌گردد. مرفین بر روی گیرنده پوستی درد تاثیر چندانی ندارد و شخصی که مرفین به او تزریق شده ناتوان از درک تحریک نیست درک این تحریک ممکن است حتی کاهش نیابد و تنها واکنشهایی که پس از احساس درد تظاهر می‌کنند از بین روند به این معنی که شخص اظهار می‌کند که درد هنوز موجود است اما او احساس راحتی می‌کند پس می‌توان نتیجه گرفت که درک تحریک‌های پوستی ، بینایی ، شنوایی و ارتعاشات با مرفین از بین نمی‌رود بلکه در واکنش عاطفی درک درد تغییر حاصل می‌شود.

مرفین به دلایل خاصل بر دردهای مبهم بیشتر از دردهای غیر مبهم حمله‌ای موثر است. گواینکه که در مقادیر زیاد دردهای ناشی از انسداد مجاری ادرار یا گوارش را نیز تسکین می‌دهد برای ایجاد اثر ضد درد باید گفت که اثر بر سلسله اعصاب مرکزی است تغییری که مخدرها در آستانه درک درد ایجاد می‌کنند نمی‌تواند توجیه کننده اثر ضد درد آنها باشد. همچنین به علت آنکه در واکنش انتهای اعصاب محیطی و انتقال الکتریکی در اعصاب محیطی تغییری نمی‌شود از این عوامل نیز نمی‌توانند علت اثر ضد درد مرفین و سایر مخدرهای باشند. آنچه امروزه مطرح است نقاطی از تالاموس و سیستم لیمبیک می‌باشند که گیرنده‌های مخدرها در آنهاست.

اثر روانی مرفین :

از دیگر تاثیرات مرفین تغییر در هوشیاری و اندیشه است بدین معنا آگاهی فرد نسبت به خود و محیطش تغییر پیدا می‌کند چرت زدن ، ناتوانی در تمرکز فکر ، اشکال در فکر کردن ، خیره شدن ، کاهش تیز بینی و خماری در زمره علائم چنین حالتی هستند تنبلی و بی‌حرکتی پیامد استعمال مرفین می‌باشد.

اثرات مرفین بر مراکز تنفسی واقع در سلسله اعصاب مرکزی :

تنفس انسان با نظم معینی تحت عملکرد مراکزی که در بصل النخاع و پل دماغی واقعند صورت می‌گیرد از آنجا که گیرنده‌های مرفین از تعداد در نقاط مذکور و به نور یافت می‌شوند روشن است که مرفین اثر وقفه دهنده و فرونشاهنده بر مراکزی وارد که کنترل و نظم تنفس در اداره آنهاست حتی مقدار کم مرفین می‌تواند سبب بروز اختلالاتی در تعداد تنفس ، حجم هوای دم و بازدم و گاهی بی‌نظمی‌های خاص دیگر شود. اگر مرفین داخل رگ تزریق شود بعد از حدود هفت دقیقه اثرات فرونشاننده آن آشکار می‌شوند اما اگر همین مرفین عضلانی تزریق شود تقریبا سی دقیقه زمان برای ظهور اثراتش لازم خواهد بود. در صورت تزریق زیر جلدی ، حدود نود دقیقه طول خواهد کشید تا اختلالات تنفس بروز کند و البته اگر خوراکی مصرف شود باز هم مدت بیشتری لازم خواهد بود.

اثر مرفین بر مراکز کنترل عفونت غدد مترشحه داخلی در سلسله اعصاب مرکزی:

با تاثیر بر قسمت خلفی هیپوفیز باعث افزایش ترشح هورمون آ.اج (که از قسمت خلفی هیپوفیز ترشح می‌شود) و کاهش حجم ادرار را باعث می‌شود از نظر تاثیر بر قسمت قدامی هیپوفیز (آنتی بیوتیک) باعث مهار ترشح هورمون محرک غده فوق کلیوی و از نظر تاثیر بر غده تیروئید را کاهش می‌دهد. در تمامی هورمونهای محرک غده تناسلی بر اثر یک تزریق مرفین بر مراکز یا تزریقهای مداوم مهار شده و در نتیجه بی‌نظمی در قاعدگی ، نازائی و غیره ممکن است اتفاق بیفتد.

اثر مرفین بر مراکز کنترل کننده اندازه مردمک چشم :

مردمک چشم تحت کنترل اعصاب مرکزی در روشنایی زیاد ، تنگ و در تاریکی گشاد می‌شود و به این ترتیب موجود زنده را از نقطه نظر بینایی کمک می‌کند معرف مرفین باعث تنگ شدن مردمک در هر نوبت استفاده از مرفین اتفاق می‌افتد از این پدیده تنگ شده مردمک چشم و بوجود نیامدن تحمل می‌توان در جهات مختلف استفاده کرد مثلا می‌توان گفت که آیا شخص که در حال ترک اعتیاد است از مخدرها استفاده گردد اشاره یا نه.

اثر مرفین بر دستگاه قلب و عروق:

مرفین باعث کاهش فشار خون در عروق مغز نیز باعث گشادی و افزایش فشار مایع مغزی می‌گردد و مرفین و مشتقاتش در بیماران قلبی ریوی باید با احتیاط کامل استفاده شوند زیرا همین تغییرات اندک موجب مرگ می‌شوند.

اثر مرفین بر دستگاه گوارش :

مرفین بر معده باعث کاهش ترشح شیره معده و کم شدن حرکات معده و تاثیر در تخلیه محتویات معده به روده می‌شود که ترشح لوزالمعده و صفرا به داخل روده باریک کم شود نتیجه این تاثیرات تاخیر در تخلیه روده باریک ، جذب زیاد آب ، سو هضم و جذب مواد غذایی و یبوست می‌باشد.

اثر مرفین بر سایر دستگاهها :

مرفین بر مجاری ادرار و مثانه باعث احساس تکرار ادرار از یک سو و اشکال در دفع ادرار مرفین باعث گشاد شدن پوست ، تعریق و خارش می‌باشد. تاثیر مرفین بر هورمونهای جنسی انسان را ممکن است بطور عقیم شدن سوق دهد.

نوشته شده توسط سعید سراوکی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 22:41 | لینک ثابت |


كراك: Crack مرگ خاموش
كرك (Crack) كه گاهي راك (Rock) نيز ناميده ميشود، ماده اي محرك است كه از تصفيه كوكائين به دست مي آيد و به اشكال مختلف تدخين (استنشاق دود) ميشود. و...

روی ادمه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب

نوشته شده توسط سعید سراوکی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 22:14 | لینک ثابت |


فتوسنتز
فتوسنتز (photosynthesis) از نظر لغوی به معنای تولید با استفاده از نور خورشید است. فتوسنتز شامل دو دسته واکنش است که هردو در کلروپلاستها صورت می‌گیرند. طی فتوسنتز انرژی و آب و اکسیژن تولید می‌شود.

دید کلی :

زندگی در روی کره زمین به انرژی حاصل از خورشید وابسته است. فتوسنتز تنها فرایند مهم بیولوژیکی است که می‌تواند از این انرژی استفاده کند. علاوه بر این بخش عمده‌ای از منابع انرژی در این سیاره ناشی از فعالیتهای فتوسنتزی انجام شده در این زمان یا در زمانهای گذشته می‌باشد. فعال‌ترین بافت فتوسنتزی گیاهان عالی مزوفیل برگ است. سلولهای مزوفیل دارای تعداد زیادی کلروپلاست هستند که حاوی رنگدانه‌های سبز ویژه‌ای به نام کلروفیل برای جذب نور می‌باشند.

در فتوسنتز انرژی خورشیدی برای اکسیداسیون آب ، آزاد کردن اکسیژن و نیز احیا کردن دی‌اکسید کربن به ترکیبات آلی و در نهایت قند بکار می‌رود. این مجموعه از کارها را واکنشهای نوری فتوسنتز می‌نامند. محصولات نهایی واکنشهای نوری برای ساخت مواد قندی مورد استفاده قرار می‌گیرد که به مرحله ساخت قندها واکنشهای تاریکی فتوسنتز گفته می‌شود. محل انجام واکنشهای نوری و تاریکی در داخل کلروپلاست متفاوت است.


img/daneshnameh_up/3/35/phothosynthesis.1.gif

رنگدانه‌های فتوسنتزی:

انرژی نور خورشید ابتدا بوسیله رنگدانه‌های نوری گیاهان جذب می‌شود. همه رنگدانه‌هایی که در فتوسنتز فعالیت دارند در کلروپلاست یافت می‌شوند. کلروفیلها و باکترو کلروفیلها که در بعضی از باکتریها یافت می‌شوند رنگدانه‌های رایج موجودات فتوسنتز کننده هستند. البته همه موجودات فتوسنتز کننده دارای مخلوطی از بیش از یک رنگدانه هستند که هر کدام عمل خاصی را انجام می‌دهند. از دیگر رنگدانه‌ها می‌توان به کاروتنوئیدها و گرانتوفیل اشاره کرد.

کلروپلاست محلی است که در آن فتوسنتز صورت می‌گیرد

برجسته‌ترین خصوصیت ساختمانی کلروپلاست ، سیستم فشرده غشاهای درونی است که به تیلاکوئید معروف است. کل کلروفیل در این سیستم غشایی که محل واکنش نوری فتوسنتز است قرار گرفته است. واکنشهای احیای کربن یا واکنشهای تاریکی در استروما (ناحیه‌ای از کلروپلاست که بیرون تیلاکوئید قرار گرفته است) صورت می‌گیرند. تیلاکوئیدها خیلی نزدیک به یکدیگر قرار دارند که به تیغه‌های گرانا موسومند.

مکانیزم جذب نور در گیرنده‌های نوری:

موجودات فتوسنتز کننده دارای دو مرکز نوری متفاوت هستند که پشت سر هم آرایش یافته‌اند و سیستمهای نوری 1 و 2 نامیده می‌شوند. سیستمهای گیرنده در رده‌های مختلف موجودات فتوسنتز کننده تفاوت قابل ملاحظه‌ای دارند. در صورتی که مراکز واکنش حتی در موجوداتی که نسبتا اختلاف دارند یکسان است. مکانیزمی که از آن طریق انرژی تحریک کننده از کلروفیل به مرکز واکنش می‌رسد، اخیرا به صورت انتقال رزونانس از آن یاد شده است. در این فرایند فوتونها به سادگی از یک مولکول کلروفیل دفع و توسط مولکول دیگر جذب نمی‌شوند. بیشتر انرژی تحریک کننده از طریق فرایند غیر تشعشعی از یک مولکول به مولکول دیگر منتقل می‌شود.

یک مثال مناسب برای درک فرایند انتقال رزونانس ، انتقال انرژی بین دو رشته سیم تنظیم شده (کوک) است. اگر یکی از رشته‌ها ضربه بخورد و درست نزدیک دیگری قرار گیرد رشته تنظیم شده دیگر مقداری انرژی از اولی دریافت نموده و شروع به ارتعاش می‌کند. کار آیی انتقال انرژی بین دو رشته تنظیم شده به فاصله آنها از یکدیگر ، جهت‌گیری نسبی آنها و نیز تواترهای ارتعاشی بستگی دارد که مشابه انتقال انرژی در ترکیبات گیرنده است
.


img/daneshnameh_up/f/f1/photo.3.jpg

واکنشهای نوری فتوسنتز :

موجودات فتوسنتز کننده از طریق اکسید کردن آب به مولکول اکسیژن و احیای نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید فسفات ،‌ الکترون را به صورت غیر چرخه‌ای منتقل می‌کنند. بخشی از انرژی فوتون از طریق اختلاف PH و اختلاف پتانسیل الکتریکی در دو طرف غشای فتوسنتزی به صورت انرژی پتانسیل شیمیایی (آدنوزین تری فسفات) ذخیره می‌شود. این ترکیبات پر انرژی انرژی لازم برای احیای کربن در واکنشهای تاریکی فتوسنتز را تامین می‌کنند.

واکنشهای تاریکی فتوسنتز:

واکنشهایی که باعث احیای دی‌اکسید کربن به کربوهیدرات می‌شوند موجب مصرف نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید فسفات و آدنوزین تری فسفات می‌گردند. این واکنشها به واکنشهای تاریکی فتوسنتز معروف هستند زیرا مستقیما به نور نیاز ندارند. مکانیزم انجام این واکنشها در گروههای مختلف گیاهی متفاوت است و میزان بازده حاصل هم متفاوت خواهد بود.

چشم انداز :

اخیرا در مجامع بین‌المللی بحثهایی راجع به اعتبار پیشگوییهای مربوط به اثر جنگ هسته‌ای بر بیوسفر به میان آمده است. برخی مطالعات پیشگویی می‌کنند که جنگهای هسته‌ای ابرهای عظیمی از گردو غبار را بوجود می‌آورند که قادرند ماهها جلوی تابش خورشید را بگیرند که به این پدیده زمستان هسته‌ای گفته می‌شود. آنچه مسلم است در غیاب خورشید پوششهای طبیعی و گیاهان زراعی از بین خواهند رفت و از هم پاشیدگی زنجیره غذایی نتایج مصیبت باری را به دنبال خواهد داشت. این موارد بر این واقعیت تاکید دارند که فتوسنتز بدون وجود نور ممکن نیست و فرایند فتوسنتز رمز وجود حیات بر روی کره زمین است .

منبع:دانشنامه رشد


نوشته شده توسط سعید سراوکی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 22:5 | لینک ثابت |


گیاهان ومهندسی ژنتیک
مهندسی ژنتیک ، شامل تکنیکهایی مانند جدا سازی ، خالص سازی ، وارد کردن و تظاهر یک ژن خاص در میزبان برای بروز صفت خاص یا تولید محصول مورد نظر است. گیاهانی که تحت تاثیر مهندسی ژنتیک قرار گرفته‌اند و ژنهای اضافی وارد ژنوم آنها شده، ترانس ژن نام دارند.
تصویر

گیاهان نه تنها اهمیت بسزایی در کشاورزی دارند، بلکه بعضی از گیاهان زینتی و دارویی ارزش اقتصادی بالایی دارند. امروزه از کدئین ، کیتین و دیگوکسین گیاهانی برای ضد درد ، ضد مالاریا و ضد التهاب قلب استفاده می‌شود. با توجه به گسترش علم تکثیر مریستم در جوانه ، نوک ریشه ، گرهک در زمینه تولید پروتئینهای جانوری مانند زنجیره سبک ایمونوگلوبین‌ها ، انسولین ، آلبومین سرم انسانی و ... گامهایی برداشته شده است.

برای جدا کردن ژنها و انتقال آنها به گیاهان وجود یک بانک ژن ضروری است. بدین منظور امروزه بسیاری از ژنهای گونه‌های مطلوب کشاورزی در بانکهای ژن به صورت کلون شده ، نگهداری می‌شود و سپس در مواقع مورد نیاز ژنها به داخل گیاهان تزریق شده و گیاهان ترانس ژن تولید می‌شود. تاکنون بیش از هزاران گونه گیاهی ترانس ژن تولید شده است. در کشورهای اروپایی استفاده از گیاهانی ترانس ژن به دلیل مخالفت نسلهای جدید و تعداد بالای طرفداران محیط زیست فوق‌العاده محدود است
.

تاریخچه:

استفاده از گیاهان ترانس ژن از سال 1984 گسترش قابل ملاحظه‌ای یافته است. در این سال گروه تحقیقاتی در دانشگاه بلژیک زیر نظر پروفسور مونتاگو و در آلمان زیر نظر پروفسور شل موفق به انتقال ژن به سلولهای گیاهی با استفاده از پلاسمیدهای یک گونه باکتری به نام آگروباکتریوم گردیدند.

تولید گیاه از طریق کشت سلولی :

تولید گیاه از طریق کشت سلولی از نظر مهندسی ژنتیک اهمیت زیادی دارد. وقتی گیاه زخمی شود، تکه‌ای از بافت نرم اطراف آن را فرا می‌گیرد که به آن کالوس می‌گویند. اگر قطعه‌ای از این بافت نرم را در محیط کشت همراه با مواد غذایی و هورمونهای گیاهی قرار دهیم، سلولها تقسیم می‌شوند و یک توده سازمان نیافته‌ای از سلولهای تمایز نیافته به نام کالوس ، ایجاد می‌کنند که به این روش کشت کلونی گفته می‌شود.

سلولی از این کشت را می‌توان انتخاب کرد و به محیط کشت جدید انتقال داد. سلولهای موجود در کالوس قادر به دریافت DNA نمی‌باشند، چون دیواره آنها حاوی سلولز است. ولی اگر با آنزیم سلولاز دیواره را از بین ببریم، پروتوپلاست بدست می‌آید. پروتوپلاست قادر به جذب DNA نوترکیب می‌باشد و در ضمن قادر به رشد در محیط مناسب و تبدیل به گیاه کامل نیز می‌باشد.

تصویر

ساختن گیاهان دو رگه با استفاده از ادغام پروتوپلاستی:

برای ایجاد تغییرات ژنتیکی مطلوب در گیاهان بطور کلی دو روش غیر از آمیزش جنسی گیاهان وجود دارد. روش اول انتقال مستقیم DNA به درون پروتوپلاست است. این روش ساده‌تر است و برای خود محاسن و معایبی دارد. به عنوان مثال در بعضی گیاهان به ویژه تک لپه‌ایها بکار گیری حاملهای بیان ژن ، نتایج رضایت بخشی ارائه نمی‌دهد.

در روش دوم ، هنگامی که پرتوپلاستهای دو سلول دیپلوئید باهم ترکیب می‌شوند، یک سلول تتراپلوئید بدست می‌آید، در حالی که در بعضی از گیاهان می‌توان از دانه گروه آنها سلول هاپلوئید تولید کرد و با الحاق چنین پروتوپلاستهای هاپلوئیدی امکان تولید گیاه دیپلوئیدی وجود دارد. شاید بدین طریق بتوان گیاهانی را که از نظر ناسازگاری جنسی دو رگه نمی‌شوند، از طریق الحاق پروتوپلاستی گیاه دو رگه بارور ایجاد کرد.

نقش آگروباکتر و پلاسمید Ti در ایجاد تومور تاجی :

از میان گروهی از باکتریهای خاک که به عنوان آگروباکتریوم شناخته شده‌اند، چندین گونه وجود دارد که می‌توانند گیاهان را عفونی کنند و سبب ایجاد تاول تاجی در گیاهان شوند. در این حالت یک توده یا کالوس از بافت توموری که در یک حالت غیر تمایزی در محل عفونت رشد می‌کند، ظاهر می‌شود.

هنگامی که سلولهای تاول تاجی درون محیط کشت قرار گیرند، آنها جهت تشکیل یک کشت کالوسی حتی عاری از هورمونهای گیاهی ، رشد می‌کنند. هنگامی که سلولهای تاول تاجی بوسیله آگروباکترویوم به صورت تومور در آمده باشند، حتی اگر تمام آگروباکترویوم را توسط مواد ضد میکروب از سطح گیاه حذف کنیم، سلولهای گیاهی به صورت تومور باقی می‌مانند. القاء تومور تاجی در گیاه توسط پلاسمید باکتری آگروباکتریوم صورت می‌گیرد که به داخل گیاه منتقل می‌گردد
.

پلاسمید Ti در آگروباکتریوم :

پلاسمید Ti مولکولهای حلقوی هستند که دارای بخشهای مختلفی می‌باشند. قسمتی از آن به نام T-DNA وارد گیاه می‌شود، وظیفه T-DNA در داخل گیاه تولید هورمونهای اکسین و سیتوکینین است که باعث رشد تومور مانند قسمت زخم خورده گیاه می‌شوند. همچنین T-DNA یک اسید آمینه غیر ضروری برای گیاه به نام اوپین می‌سازد که این ماده به عنوان منبع ازت ، مورد استفاده خود آگروباکتریوم قرار می‌گیرد.


تصویر
موتانهای پلاسمید Ti :

با توجه به اینکه کروموزم باکتری نیز در ارتباط با برقراری رابطه میان آگروباکتریوم و گیاه نقش دارد، ولی از طریق هیبریداسیون و موتانهای فاقد پلاسمید Ti نشان داده شده است که قدرت ایجاد تومور تاجی وابسته به پلاسمید Ti است. آگروباکتریومی که فاقد پلاسمید Ti باشد، بیماری تاول تاجی ایجاد نمی‌کند. اگر توسط ترانسپوزون‌ها در توالی T-DNA تغییر بوجود آید، یا اوپینها سنتز نمی‌شوند، اما گال بوجود می‌آید و یا تومور القا نمی‌شود، این مطلب نمایانگر آن است که توالی T-DNA در ایجاد تومور موثر است.


انتقال DNA به گیاه از طریق شوک الکتریکی:

با توجه به اینکه آگروباکتریوم فقط سلولهای دو لپه‌ای را آلوده می‌کند، در سلولهایی مانند گندم ، برنج و ذرت از طریق شوک الکتریکی برای انتقال DNA به درون سلول استفاده می‌شود. برای استفاده از الکتروپوریشن به سلول گیاهی احتیاج به پروتوپلاست است، ولی تولید گیاه کامل از پروتوپلاست تک لپه‌ای مشکل است و در واقع اگر DNA مستقیما به سلول تزریق شود بهتر است، علاوه بر این از طریق تزریق DNA توسط تفنگ ذره‌ای می‌توان DNA را وارد سلولهای حاوی دیواره نمود.




تصویر

کاربردهای انتقال ژن به گیاهان:

از مهمترین اهداف انتقال ژن به گیاهان می‌توان موارد زیر را ذکر کرد.
  • ایجاد مقاومت در برابر حشرات
  • تولید بازدارنده پروتئینازها در برابر حشرات
  • تولید گونه‌های مقاوم به قارچها
  • مقابله با ویروسها
  • تولید گیاهان مقاوم به علف کشها
  • تولید گیاهان مقاوم به استرس

چشم انداز :

تاکنون آزمایشات متعددی برای ایجاد گیاهان ترانس ژنتیک از طریق پلاسمید Ti باکتری آگروباکتریوم و یا از طریق تفنگ ذره‌ای بکار برده‌اند و دانشمندان در فکر تولید انترفرون در گیاهان و در کشت سلول گیاهی هستند و از طرف دیگر تولید گیاهان برتر و با محصولات بیشتر یکی دیگر از اهداف مهندسی ژنتیک گیاهی می‌باشد.

نوشته شده توسط سعید سراوکی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 21:59 | لینک ثابت |


ساختمانDNA
کشف ماده‌ای که بعدها DNA نام گرفت در سال 1869 بوسیله فردیک میشر انجام شد. این دانشمند هنگام مطالعه بر روی گویچه‌های سفید خون ، هسته سلولها را استخراج کرد و سپس بر روی آن محلول قلیایی ریخت. حاصل این آزمایش ، رسوب لزجی بود که بررسیهای شیمیایی آن نشان داد، ترکیبی از کربن ، هیدروژن ، اکسیژن ، نیتروژن و درصد بالایی از فسفر می‌باشد. میشر این ماده را نوکلئین نامید. زمانی که ماهیت اسیدی این ماده مشخص گردید، نام آن به اسید دزاکسی ریبونوکلئیک تغییر یافت.

img/daneshnameh_up/7/7b/b.Gen.4.gif

ساختمان رشته‌ای DNA :

سرعت پیشرفت تعیین ساختمان DNA بسیار کند بوده است. در سال 1930 کاسل و لوین دریافتند که نوکلئین در واقع اسید دزوکسی ریبونوکلئیک است. برسیهای شیمیایی آن مشخص کرد که زیر واحد تکرار شونده اصلی DNA ، نوکلئوتید می‌باشد که از سه قسمت تشکل شده است. یک قند پنتوز (2- دزوکسی D- ریبوز) ، یک گروه 5-فسفات و از یکی چهار باز آلی نیتروژن‌دار حلقوی آدنین (A) ، گوانین (G) ، سیتوزین (C) و تیمین (T) تشکیل شده است.

از این چهار باز دو باز آدنین و گوانین از بازهای پورینی و دو باز سیتوزین و تیمین از بازهای پیریمیدینی می‌باشند. به مجموعه قند و باز آلی نوکلئوزید گفته می‌شود. گروه فسفات می‌تواند به کربن3 و یا5 متصل شود. به مجموع نوکلئوزید و گروه فسفات متصل به آن نوکلئوتید می‌گویند. با توجه به اینکه یون فسفات می‌تواند هم به کربن 3 و هم به کربن5 متصل شود.

پس دو نوکلئوتید از طریق یک پیوند فسفودی استر بهم متصل می‌شوند. به این صورت که گروه هیدروکسیل یک نوکلئوتید با گروه فسفات نوکلئوتید دیگر واکنش داده و پیوند فسفودی استر را بوجود می‌آورد. از آنجایی که پیوند فسفودی استر ، کربنهای3 و5 دو قند مجاور را بهم متصل می‌کند، این پیوند را پیوند5-3 فسفودی استر نیز می‌نامند. یک زنجیره در اثر اتصال پشت سر هم تعدادی2-دزوکسی ریبونوکلئوتید بوسیله پیوندهای دزوکسی ریبونوکلئوتید تشکیل می‌شود.

تمامی نوکلئوتیدها در یک زنجیره پلی نوکلئوتیدی دارای جهت یکسان می‌باشند. به این صورت که نوکلئوتید انتهایی در یک سمت زنجیره دارای یک گروه5 آزاد و نوکلئوتید انتهایی در سمت دیگر زنجیره دارای یک گروه3 آزاد می‌باشد. بنابراین زنجیره پلی نوکلئوتیدی دارای جهت بوده و این جهت را به صورت5--->3 نشان می‌دهند. بنابراین اگر در نوکلئوتید ابتدایی کربن5 در بالای حلقه پنتوز و کربن3 در زیر آن باشد، در تمامی نوکلئوتیدهای بعدی زنجیره کربن 5 در بالای حلقه پنتوز جای خواهد داشت.

نتایج حاصل تا سال 1950 :

  1. DNA یک پلیمر رشته‌ای متشکل از واحدهای2- دزوکسی اسید ریبونوکلئیک می‌باشد که بوسیله پیوندهای فسفودی استر5-3 به هم متصل شده‌اند.
  2. DNA حاوی چهار زیر واحد dc و dG و dT و dA می‌باشد.
  3. مقادیر متوالی dT و dA با یکدیگر و dc و dG نیز با یکدیگر مساوی می‌باشند.

img/daneshnameh_up/9/97/15.JPG

مارپیچ دو رشته‌ای DNA :

در سال 1953 در ساختمان سه بعدی DNA ، بوسیله واتسون و کریک کشف شد. واتسون و کریک با استفاده از مطالعات تفرق اشعه ایکس ، رشته‌های DNA که بوسیله فرانکلین و ویلکینز تهیه شده بود و همچنین ساختن مدلها و استنباطهای مشخصی ، مدل فضایی خود را ارائه دادند و در سال 1962 واتسون و کریک و ویلکینز به خاطر اهمیت کشف ساختمان DNA به صورت مشترک جایزه نوبل دریافت کردند.

مدل پیشنهادی آنان چنین بود. DNA یک مارپیچ دو رشته‌ای است که رشته‌های آن به دور یک محور مرکزی ، معمولا به صورت راست گرد پیچ می‌خورند. طبق مدل واتسون و کریک ، ستونهای قند - فسفات همانند نرده‌های پلکان به دو قسمت خارجی بازهای آلی پیچیده و به این ترتیب در معرض محیط آبکی داخل سلول هستند و بازهای آلی که خاصیت آبگریزی دارند، در داخل مارپیچ قرار می‌گیرند. هنگام تشکیل مارپیچ رشته‌ها به صورت موازی متقابل قرار می‌گیرند.

یعنی اگر جهت یک رشته3<--5 باشد، رشته دیگر 5<--3 خواهد بود. پیوندهای هیدروژنی بین آدنین از یک رشته با باز تیمین رشته مقابل و باز گوانین یک رشته با سیتوزین رشته مقابل بوجود می‌آیند. گر چه از نظر اندازه هر باز پورینی می‌تواند در مقابل یک باز پیریمیدین قرار بگیرد. ولی به دلیل وجود گروههای شیمیایی روی بازهای G و C و T و A پیوندهای هیدروژنی مناسب فقط بین C - G و T - A برقرار می‌شود و ایجاد پیوند بین T - G و C- A ممکن نیست.

واکنشهای توتومریزاسیون:

اتم هیدروژن در بازهای آلی می‌تواند روی اتمهای نیتروژن و یا اکسیژن حلقه جابجا شود. این تغییر موقعیت هیدروژن روی حلقه باز را توتومریزاسیون می‌گویند. توتومریزاسیون در بازهای آدنین سیتوزین باعث تبدیل فرم آمینی به فرم ایمنی و در مورد بازهای تیمین و گوانین باعث تبدیل فرم کتونی به فرم انولی می‌شود.

در شرایط فیزیولوژیکی ثابت تعادل واکنش توتومریزاسیون بیشتر به سمت اشکال آمینی و کتونی می‌باشد. این حالت پایدار پروتونی ، الگوی تشکل پیوندهای هیدروژنی بین بازها را تعیین می‌نماید، بطوری که بازهای T و A با تشکیل دو پیوند هیدروژنی و بازهای G و C با سه پیوند هیدروژنی با هم جفت می‌شوند. C و A و همچنین T و G نمی‌توانند با هم جفت شوند.

زیرا در این بازها اتمهای هیدروژن هر دو در یک موقعیت قرار دارند و امکان ایجاد پیوند هیدروژنی وجود ندارد. به دلیل اینکه در رشته‌های DNA همواره باز A مقابل T و باز G مقابل C قرار دارد، این دو رشته را مکمل می‌نامند. بنابراین توالی موجود در یک رشته DNA ، توالی رشته مقابل را تعیین می‌کند. مکمل بودن دو رشته DNA ، اساس عمل همانند سازی DNA است.


 


نوشته شده توسط سعید سراوکی در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 21:56 | لینک ثابت |


RNA وانواع آن
RNA صرف نظر از انواعی که دارای ساختمان خاصی است. برخلاف DNA که ساختمان مارپیچ دو رشته‌ای دارد RNA معمولا یک رشته‌ای و تقریبا صاف و بدون تاخوردگی و یا به صورت کلاف است. علت اصلی عدم تشکیل مارپیچ دو رشته‌ای RNA مزاحمت فضایی گروه OH متصل به کربن شماره 2- قند ریبوز است که مانع پیچش لازم می‌شود. زیرا گروه OH به طرف داخل محور مارپیچ قرار می‌گیرد و مانع فرم پایدار می‌گردد.

بنابراین حتی در مقابل DNA الگو که دقیقا مکمل RNA است، RNA نمی‌تواند به شکل مارپیچی به آن متصل شود. همین خاصیت RNA باعث عدم پایداری آن در محیط قلیایی می‌شود، بطوری که در محیط قلیایی ، RNA به مونونوکلئوتیدها تجزیه می‌شود، در حالی که DNA در محیط قلیایی فقط به صورت تک رشته‌ای درمی‌آید ولی تجزیه نمی‌شود.



img/daneshnameh_up/2/21/RNA.1.gif

انواع RNA :

mRNA :

mRNA یا RNA پیک به صورت تک رشته‌ای است. وظیفه اصلی پروتئین سازی را به عهده دارد و حاوی کدهای ژنتیکی برای ساخت پروتئین می‌باشد. پایداری آن کم است بطوری که گاهی پس از دو دقیقه بوسیله RNAase تجزیه می‌شود و به همین دلیل استخراج mRNA مشکل می‌باشد. گاهی هنوز ترجمه قسمت انتهایی mRNA تمام شده است که ابتدای mRNA تجزیه می‌شود. ولی در یوکاریوتها با مکانیسمهای خاص پایداری mRNA افزایش یافته است بطوری که گاهی پایداری mRNA در سلولهای یوکاریوت به 10 ساعت می‌رسد.

rRNA :

rRNAها یا RNA های ریبوزومی اصلی‌ترین اجزای تشکیل دهنده ریبوزومها می‌باشند و نام ریبوزوم نیز از ریبونوکلوئیک اسید (RNA) گرفته شده است. RNAهای ریبوزومی نسبت به mRNAها پایدارترند. همچنین پروتئینهای ریبوزومی نیز به آنها متصل می‌شوند و باعث پایداری و عدم تجزیه rRNAها در مقابل RNase ها می‌شوند. rRNAهای پروکاریوتی شامل 16s ، 23s و 5.8s و rRNAهای یوکاریوتی شامل 18s ، 28s ، 5s و 5.8s می‌باشند.

tRNA :

tRNAها یا RNA های ناقل مولکولهای RNA کوچک به طول 75 تا 85 نوکلوئید هستند که وظیفه آنها انتقال اسید آمینه‌ها به داخل جایگاه خاص ریبوزوم می‌باشد. در واقع عمل اصلی ترجمه در پروتئین سازی را tRNA به عهده دارد، زیرا از یک طرف یک کد سه تایی روی mRNA را تشخیص می‌دهد و از طرف دیگر نیز اسید آمینه خاص مربوط به این کد سه تایی را حمل می‌کند که به زنجیره پلی پپتیدی اضافه می‌شود. در داخل سلولهای مختلف ، تعداد متفاوتی از tRNA یافت می‌شود، ولی حداقل 20 خانواده از tRNA ها وجود دارد که هر خانواده یک اسید آمینه را حمل می‌کند. شکل کلی tRNA به صورت برگ شبدر می‌باشد. اتصال اسید آمینه به tRNA بوسیله آنزیم خاصی به نام آمینو اسیل - tRNA سنتتار انجام می‌شود.

hnRNA :

این نوع RNA مخصوص سلولهای یوکاریوت می‌باشد که در آنها مواد ژنتیکی در داخل هسته قرار دارند در داخل هسته ، RNA در ابتدا به صورت رشته‌های حاوی نواحی کد کننده و غیر کد کننده ساخته می‌شود. به نواحی کدکننده اگزون و به نواحی غیر کد کننده ، انترون گفته می‌شود. این RNA برای تبدیل شدن به mRNA باید فرآیندهای خاصی را پشت سر بگذارد و قسمتهای انترون آن حذف شود به این RNA حاوی نواحی اضافی hnRNA گفته می‌شود که پس از اتمام فرآیند اصلاح تبدیل به mRNA می‌شود.



img/daneshnameh_up/3/36/RNA.5.JPG

snRNA :

snRNA قطعات کوچک RNA هستند که در داخل هسته وجود دارند و وظایف مختلفی را به آنها نسبت می‌دهند. گروهی معتقدند که این RNA ها همان پرایمرهای شروع همانند سازی RNA در سلول هستند و گروهی دیگر عمل دخالت در فرآیند اصلاح RNA را به آنها نسبت می‌دهند. گروهی نیز این قطعات را حاصل از اینترونها می‌دانند.

scRNA :

scRNAها قطعات کوچک RNA موجود در سیتوپلاسم سلول می‌باشند که مانند scRNA عمل اصلی آنها هنوز مشخص نیست، ولی گروهی از دانشمندان معتقدند که scRNAها به عنوان قسمتی از بعضی آنزیمها عمل می‌کنند. برای مثال در پروتئین S.R.P وجود دارند.

ساختمان RNA پلی مراز :

عمل نسخه برداری نیاز به آنزیم خاصی دارد. از آنجایی که سنتز RNA به صورت متصل کردن نوکلوئیدهای مختلف به یکدیگر یا به عبارتی ، پلی مریزه کردن آنها می‌باشد ، به این آنزیم خاص RNA پلی مراز می‌گویند. ساختار این آنزیم در موجودات مختلف نسبت متفاوت است، ولی اصول کلی ساختار آن ثابت می‌باشد. شناخته شده ترین RNA پلی مراز مطالعه شده ، RNA پلی مراز E.Coli است. این آنزیم دارای چهار زیر واحد اصلی و تعدادی زیر واحد فرعی می‌باشد.

زیر واحدهای اصلی آن شامل دو عدد زیر واحد α ، یک زیر واحد β و یک زیر واحد β می‌باشد. به مجموع این چهار زیر واحد که به صورتα²ββ نشان داده می‌شود، قسمت تنه آنزیم گفته می‌شود. دو زیر واحد فرعی مربوط به RNA پلی مراز ، زیر واحد σ و زیر واحد NuSA می‌باشند. این زیر واحدها در مواقع خاصی به RNA پلی مراز متصل می‌شوند و سپس از آن جدا می‌شوند وزن مولکولی آنزیم RNA پلی مراز در باکتریهای مختلف متفاوت است ولی تعداد زیر واحدها و نوع آنها مشابه RNA پلی مراز E.Coli می‌باشد.




img/daneshnameh_up/6/6c/RNA.2.png

انواع RNA پلی مراز در یوکاریوتها:

  1. RNA پلی مراز I ، وظیفه آن ساخت rRNA می‌باشد.
  2. RNA پلی مراز II ، وظیفه آن ساخت mRNA و تعداد کمی RNA های کوچک مانند SnRNA می‌باشد.
  3. RNA پلی مراز III ، وظیفه آن ساخت tRNA و rRNA های کوچک می‌باشد.

ساختمان RNA پلی مراز E.Coli به صورت α²ββ می‌باشد که این ساختمان نسبت به ساختمان DNA پلی مراز ساده است و بسیاری از قسمتهای مربوط به DNA پلی مراز را ندارد و بنابراین باید تمامی اعمال خودش را به تنهایی انجام دهد. به همین دلیل عمل نسخه برداری در مقایسه با عمل همانند سازی کندتر صورت می‌گیرد.

برگرفته از:سایت دانشنامه رشد


نوشته شده توسط سعید سراوکی در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 21:45 | لینک ثابت |


آنتی بیوتیک ها و دارو
آنتی بيوتيکها از مهمترين داروهای ضد باکتريايی می باشند که در درمان بيماريهای مختلف انسان و دام بکار می روند . طبق تعريف اوليه ای که ارائه شده , آنتی بيوتيکها موادی هستند که توسط ميکروارگانيسمها توليد شده و اثر مهاری يا تخريبی خود را روی ساير ميکروارگانيسمها ظاهر می سازند .

( فارماکولوژی دارو های ضد باکتريايی در دامپزشکی تاليف دکتر سيد محمد فقيهی )

تقسيم بندی آنتی بيوتيکها از نظر منشاء :
1- منشاء طبيعی
- کفکها , مانند : پنی سيلين های طبيعی و گريزئوفولوين
- قارچهای پست , مانند : استرپتو مايسين - کلر تتراسيکلين - اکسی تتراسيکلين - اريترومايسين - نئومايسين - نيستاتين و سفالوسپورين
- باکتری ها , مانند : باسيتراسين - پلی ميکسين ها و تايروتريسين
2- منشاء نيمه ساختگی
- مانند : اگزاسيلين - گلوگزاسيلين - آمپی سيلين - دی هيدرواسترپتومايسين - تتراسيکلين
3- منشاء ساختگی
- مانند : کلرامفنيکل و رولی تتراسيکلين

طيف اثر آنتی بيوتيکها :
بعضی آنتی بيوتيکها روی عده زيادی از جرمها موثر هستند لذا به اين دسته از آنتی بيوتيکها , وسيع الطيف گويند و بعضی فقط روی عده کمی اثر می کنند که آنها را با طيف محدود می نامند . براين اساس آنتی بيوتيکها به سه گروه تقسيم می شوند :
- گروه اول عمد تا روی باکتری های گرم مثبت موثرند مانند پنی سيلين های نيمه ساختگی .
- گروه دوم عمد تا روی باکتری های گرم منفی هوازی اثر می گذارند مانند پلی ميکسين ها
- گروه سوم روی هر دو دسته باکتری های گرم مثبت و منفی موثرند مانند تتراسيکلين ها.


سينرژيسم و آنتاگونيسم اثر:
آنتی بيوتيکها را بر اساس دارا بودن توافق اثر و يا تضاد اثر با يکديگر به دو گروه تقسيم نموده اند .
گروه اول شامل : پنی سيلين ها - استرپتومايسين - باسيتراسين - نئو مايسين و پلی ميکسين ها است .
گروه دوم شامل : تتراسيکلين ها - کلرامفنيکل - اريترومايسين و نووبيوسين می باشد .
هر يک از اين دو گروه درداخل خود ممکن است سينرژيسم اثر داشته باشند ولی آنتاگونيسم اثر ندارند . اما دارو های گروه اول ممکن است با گروه دوم آنتاگونيسم اثر داشته باشند . برای مثال پنی سيلين با استرپتومايسين سينرژيسم اثر دارد و پنی سيلين و کلرامفنيکل با يکديگر آنتاگونيسم اثر دارند .

مقاومت باکتريايی :
بر اثر يکسری عوامل از جمله مصرف بی رويه داروها باکتريها می توانند نسبت به آنتی بيوتيکهای مختلف مقاومت پيدا کنند اين موضوع امروزه مشکل بزرگی ايجاد کرده است و شايد همين امر باعث پيدايش روز افزون آنتی بيوتيکهای جديد می گردد . برای مثال پس ازکشف پنی سيلين سوشهای مقاوم استافيلو کوک بند رت مشاهده می شد ولی پس از دهه پنجاه ميلادی به بعد سوشهای مقاوم رو به افزايش گذاشت بطوری که در دهه پنجاه و پنج , پنجاه درصد کل سوشهای جدا شده استافيلو کوک مقاوم بودند .
برخی از انواع آنتی بيوتيکها :

پنی سيلين ها آموکسی سيلين
آمپی سيلين
پنی سيلين جی

جانشينهای پنی سيلين:
اريترومايسين
لينکومايسين
اسپکتينو مايسين
سفالوسپورينها
تايلوزين


آمينوگليکوزيدها:
استرپتو مايسين
جنتا مايسين
کانا مايسين
نئومايسين


تتراسيکلين ها:

تتراسيکلين
اکسی تتراسيکلين
کلر تتراسيکلين
داکسی سايکلين


نيتروفورانها:

فورازوليدون
فورالتادون

سم شناسی آنتی بيوتيکها :
داروهای ضد باکتريايی گروه موادی هستند که بينهايت مفيد بوده و دارای اهميت و فايده اقتصادی در دامپزشکی می باشند . بسياری از آنها سالم و عاری از عوارض نامطلوب هستند . شکی نيست که فوايد حاصل از استفاده داروها ی ضد باکتريايی خيلی بيشتر از خطرات آنها است . آنتی بيوتيک ها عوارض نامطلوب هم دارند . مطالعات تجربی نشان داده است که بعضی از آنتی بيوتيکها دارای اثر مستقيم قلبی عروقی در چندين گونه از دامها می باشند . بعضی از عوارض نامطلوب آنتی بيوتيکها عبارتند از : کاهش بازده قلب , کاهش فشار خون , کاهش نسبی ضربان قلب , تضعيف عضله قلب . به همين دليل توصيه می شود که از مصرف خود سرانه داروها اجتناب نماييد .

محل اثر آنتی بيوتيک ها:

هر آنتی بيوتيک برحسب ميزان مصرف و نوع آن محل اثر خاص خود را دارد بنابر اين به صرف اينکه یک ماده آنتی بيوتيک ناميده می شود نمی تواند برای همه بيماری ها مورد استفاده قرار گيرد . و بايد نوع آنتی بيوتيک براساس نوع بيماری و محل تاثير آن دارو انتخاب شده باشد .

مقاله ارسالی توسط:خانم مریم امینیان


نوشته شده توسط سعید سراوکی در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 21:37 | لینک ثابت |


آزمایشHIV
آیا تا به حال آزمایشHIV انجام داده اید ؟
می دانید كه در دنیا فقط یك دهم افراد HIV+ از وضعیت خود اطلاع دارند ؟
آیا كسی از اطرافیان شما HIV+ است ؟ برخورد شما با او چگونه بوده است ؟
افراد HIV+ را در هر طبقه .جنسیت ،نزاد،شغل و گروه اجتماعی می توان یافت .افراد HIV+ قیافه خاصی ندارند !

HIV بر خلاف بسیاری از عوامل عفونی ،راههای انتقال محدودی دارد و در تماس های اجتماعی معمول مثل: دست دادن، روبوسی كردن ، در آغوش گرفتن، عطسه و سرفه ، نیش حشرات،استخر عمومی، حمام و توالت مشترك، ظروف غذاخوری مشترك استفاده از وسایل نقلیه عمومی، منتقل نمی شود
.
بسیاری از افراد HIV+ بیش از هر چیز از انگ، تبعیض و منزوی شدن رنج می برند. رفتارهای تبعیض آمیز و به حاشیه راندن افرادHIV+ كه اغلب از ناآگاهی نسبت به ماهیت بیماری است باعث می شود بسیاری از كسانی كه در معرض خطر هستند برای انجام آزمایش HIV اقدام نكنند ونتوانند وضعیت خود را با اطرافیان در میان بگذارند و برای دریافت دارو اقدام نكنند.
ایدز هنوز درمان قطعی ندارد ولی درمان نگهدارنده دارد. مصرف داروهای ضد ویروس طول عمر افراد HIV+ را افزایش و كیفیت زندگی انان را بهبود می بخشد .با داروهای جدید انها سالها زندگی سالم و فعای را در پیش رو دارند این امتیازی است كه فردی كه از مثبت بودن خود آگاه است نسبت به آنها كه آگاه نیستند .دارد .
دسترسی به داروهای مناسب حق هر فرد HIV+ است و تامین هزینه آن از وطایف دولتها ست .
بنا به گزارش WHO وUNAIDS (2005) ،در موفقیت آمیز ترین مدل های مبارزه با ایدز، تلاشها همزمان معطوف به پیشگیری و درمان بوده است .
با توجه به هزینه های بیماری ، بیمه درمانی از نیازهای اولیه مبتلایان بهHIV/AIDS است . دسترسی رایگان به آزمایش های ضروری و خدمات مشاوره ای از حقوق بیماران است.

ارسالی توسط:خانم مریم امینیان


نوشته شده توسط سعید سراوکی در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 21:2 | لینک ثابت |